﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:13,000


2
00:00:13,500 --> 00:00:15,000
‫اسم و فامیلت رو بگو.

3
00:00:15,542 --> 00:00:17,916
‫اسم من سانی کوکه.

4
00:00:18,000 --> 00:00:22,500
‫دانش آموز سال دوم دبیرستان دلبی هستم.

5
00:00:22,500 --> 00:00:28,000
‫و قبل از اینکه همه چی دیوونه وار بشه،
‫زندگی واقعاً فوق العاده ای داشتم.

6
00:00:28,083 --> 00:00:30,624
‫میدونی، من توی این ویدیو میتونم ببینمت.

7
00:00:30,625 --> 00:00:32,582
‫- خب، نگاه نکن.
‫- خیلی خب.

8
00:00:32,583 --> 00:00:35,249
‫بزرگ ترین تغییر مربوط به مامانم بوده.

9
00:00:35,250 --> 00:00:38,207
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ تولدت مبارک، بزن و بکوب ♪</b></i></font>

10
00:00:38,208 --> 00:00:40,999
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ کیک و نوشیدنی بدون الکل بخور ♪</b></i></font>

11
00:00:41,000 --> 00:00:45,957
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ بیشتر از هر وقت دیگه ای خودت هستی ♪</b></i></font>

12
00:00:45,958 --> 00:00:48,874
‫که محبوب ترین آدم توی دنیای منه‌.

13
00:00:51,625 --> 00:00:52,916
‫- ممنون.
‫- دوستت دارم.

14
00:00:52,917 --> 00:00:53,999
‫منم همینطور، مامان.

15
00:00:54,000 --> 00:00:55,000
‫فقط ما دو تا هستیم.

16
00:00:55,000 --> 00:00:58,500
‫و تو رو به عنوان الگو بالا بردن،
‫تو میمیری...

17
00:00:58,708 --> 00:01:00,958
‫و همیشه انگار فقط ما دو تا بودیم.

18
00:01:01,958 --> 00:01:04,666
‫سلام جرد، من مادر سانی هستم.

19
00:01:04,667 --> 00:01:06,999
‫شنیدم شلوارش رو
‫سر ایستگاه اتوبوس پایین کشیدی.

20
00:01:07,000 --> 00:01:12,500
‫آره خب، من فردا منتظرت میمونم،
‫و شلوارت رو پایین میکشم، و لباس زیرت رو.

21
00:01:12,500 --> 00:01:14,000
‫خانم کوک...

22
00:01:14,000 --> 00:01:16,000
‫نگران نباش، حق با ماست.

23
00:01:16,167 --> 00:01:18,375
‫حالا، من دبیرستانی هستم.

24
00:01:19,500 --> 00:01:24,000
‫در واقع دبیرستان رو دوست دارم،
‫که نظر خیلی ها نیست.

25
00:01:24,500 --> 00:01:27,791
‫مخصوصاً اگه مامانت مدیر واقعی مدرسه باشه...

26
00:01:27,792 --> 00:01:32,332
‫که به نظر میاد خیلی بد باشه،
‫ولی در واقع باحاله.

27
00:01:32,333 --> 00:01:34,624
‫اون حواسش به همه دانش آموزها هست.

28
00:01:34,625 --> 00:01:35,916
‫وای عزیزم، چه اتفاقی افتاده؟

29
00:01:35,917 --> 00:01:37,707
‫و فکر کنم منم همین کار رو میکنم.

30
00:01:37,708 --> 00:01:39,416
‫گریه‌ش بند نمیاد، میتونی...؟

31
00:01:39,417 --> 00:01:41,457
‫آره، البته.

32
00:01:41,500 --> 00:01:43,500
‫غریزه‌ت کم کم فعال میشه.

33
00:01:43,500 --> 00:01:44,500
‫آره؟

34
00:01:44,500 --> 00:01:48,500
‫من میدونم مردم چه چیزهایی رو باید بشنون،
‫و مردم رازهاشون رو به من میسپارن.

35
00:01:48,667 --> 00:01:49,749
‫- سانی.
‫- هی!

36
00:01:49,750 --> 00:01:51,583
‫عموم دوباره داره غذای سفت میخوره.

37
00:01:52,000 --> 00:01:53,000
‫وای، خدای من!

38
00:01:53,000 --> 00:01:54,500
‫- آره!
‫- ایول!

39
00:01:54,500 --> 00:01:56,700
‫- این فوق العاده‌ست، رفیق!
‫- ممنون، خوبه.

40
00:01:56,700 --> 00:01:58,700
‫- می‌بینمت.
‫- آره، می‌بینمت.

41
00:01:59,125 --> 00:02:00,999
‫آره، فقط احساس میکردم
‫توی اون کار خوب هستم...

42
00:02:01,000 --> 00:02:05,500
‫و اینکه توی مدرسه بودم، با اون بودم،
‫فقط، میدونستم زندگیمون چطوریه.

43
00:02:06,000 --> 00:02:07,000
‫وایسا.

44
00:02:08,500 --> 00:02:12,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ چقدر طول میکشه تا روحم سر عقل بیاد؟ ♪</b></i></font>

45
00:02:12,000 --> 00:02:16,000
‫و فکر کنم نگرانم هر اتفاقی
‫که از اون موقع افتاده...

46
00:02:16,292 --> 00:02:17,374
<font color="#fafafa"><b><i>‫♪ اون نوع نور ♪</i></b></font>

47
00:02:17,375 --> 00:02:19,791
<font color="#fafafa"><b><i>‫♪ من روح آروم گرفته رو صدا میزنم ♪</i></b></font>

48
00:02:20,875 --> 00:02:21,957
<font color="#fafafa"><b><i>‫♪ گالیله رو ♪</i></b></font>

49
00:02:21,958 --> 00:02:24,000
‫قراره همه اونا رو پاک کنه و ببره.

50
00:02:27,000 --> 00:02:29,249
‫ببخشید، این...

51
00:02:29,250 --> 00:02:32,916
‫توی ذهنم داره قاطی پاتی میشه، ولی...

52
00:02:32,917 --> 00:02:34,333
‫فقط چند ثانیه وقت بده.

53
00:02:36,000 --> 00:02:43,000
<font color="#f93208">ما را در تلگرام دنبال کنید</font>
<font color="#fafafa">@Sermoviechannel</font>

54
00:02:45,000 --> 00:02:46,000
‫باید پیدا‌ش کنم.

55
00:02:50,000 --> 00:02:54,000
<font color="#dcd2c8"><i><b>‫[ جعلی ]
‫[ فصل اول : قسمت اول ]</b></i></font>

56
00:02:54,000 --> 00:02:55,500
‫از اولش تعریف کن.

57
00:02:56,000 --> 00:02:57,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ ۹ روز قبل ]</b></i></font>

58
00:02:57,500 --> 00:03:02,000
‫روز تصادف واقعاً برام استرس آور بود،
‫به یه دلیل کاملاً جداگونه.

59
00:03:02,000 --> 00:03:08,000
‫مثلاً، من و دوست دخترم میخواستیم،
‫حالا، برای اولین بار سکس داشته باشیم.

60
00:03:08,125 --> 00:03:10,166
‫خدای من.

61
00:03:10,167 --> 00:03:13,832
‫میدونی، من فقط واقعاً میخواستم
‫کارم رو خوب انجام بدم، و...

62
00:03:13,833 --> 00:03:14,916
‫لعنتی.

63
00:03:15,000 --> 00:03:16,500
‫مامانم هیچی در این مورد نمیدونست.

64
00:03:16,500 --> 00:03:18,000
‫- باید بریم!
‫- مشخصاً.

65
00:03:18,000 --> 00:03:22,000
‫- یک ثانیه!
‫- اسب ریچل هرینگتون سرطان گردن داره.

66
00:03:22,125 --> 00:03:23,749
‫اوم، کدومشون؟
‫دو تا داره.

67
00:03:23,750 --> 00:03:26,124
‫نمیدونم، ولی خیلی ناراحته.
‫میخواد انصراف بده.

68
00:03:26,125 --> 00:03:28,749
‫و پاول میگه در خروج
‫سلف سرویس دوباره گیر کرده.

69
00:03:28,750 --> 00:03:29,874
‫یالا، بریم.

70
00:03:30,000 --> 00:03:31,500
‫- عزیزم؟
‫- الان میام، مامان.

71
00:03:31,500 --> 00:03:33,000
‫دنبال دئودورانت میگردی؟

72
00:03:33,000 --> 00:03:35,000
‫آقای هریس یه شیشه
‫کاملاً تازه برامون درست کرد.

73
00:03:39,500 --> 00:03:41,000
‫داری یواشکی کاری میکنی؟

74
00:03:41,000 --> 00:03:43,000
‫- چی؟
‫- اگه میکنی هم اشکالی نداره.

75
00:03:43,000 --> 00:03:46,500
‫مامان، خیلی به در نزدیک وایسادی،
‫راستش دارم انگشت هات رو می‌بینم.

76
00:03:46,500 --> 00:03:48,000
‫اونا داخل حموم هستن.

77
00:03:48,000 --> 00:03:50,000
‫فقط یک ثانیه بهم وقت بده.

78
00:03:51,500 --> 00:03:53,332
‫اگه لازمه پنکه رو روشن کن.

79
00:03:56,750 --> 00:03:58,832
‫اوه، به من گفتن اون رو درست کردن.

80
00:03:59,000 --> 00:04:01,500
‫بذار تسمه ها یکم گرم بشن.

81
00:04:05,000 --> 00:04:08,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ بوبو، خیلی مشتاق هستم
‫که امشب با هم باشیم... ]</b></i></font>

82
00:04:11,000 --> 00:04:14,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ بوبو، خیلی مشتاق هستم
‫که امشب با هم سکس... ]</b></i></font>

83
00:04:15,000 --> 00:04:17,000
‫آه، عالیه.

84
00:04:17,500 --> 00:04:20,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ یه ویبراتور خریدم که اگه از پسش
‫بر نیومدم به کارم بیاد، خخخ! ]</b></i></font>

85
00:04:21,000 --> 00:04:24,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ خیلی مشتاق هستم که
‫با هم عشق بازی کنیم... ]</b></i></font>

86
00:04:25,000 --> 00:04:27,000
‫چطور هجی میشه...

87
00:04:28,000 --> 00:04:29,500
‫اوم، نه.

88
00:04:29,500 --> 00:04:32,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ خیلی برای امشب مشتاق هستم! ]</b></i></font>

89
00:04:32,500 --> 00:04:35,500
‫اوم، من و کلوئی تصمیم گرفتیم
‫رابطه‌مون رو رسمی کنیم.

90
00:04:35,667 --> 00:04:36,916
‫اوه.

91
00:04:36,917 --> 00:04:39,082
‫حس میکنم مادرم کلوئی رو دوست نداره.

92
00:04:39,083 --> 00:04:40,541
‫تو دوستش داری، مگه نه؟

93
00:04:40,542 --> 00:04:41,624
‫خودت دوستش داری؟

94
00:04:41,625 --> 00:04:43,332
‫مستقیم به زبون نمیاره.

95
00:04:43,333 --> 00:04:44,957
‫من هر کسی رو که تو دوست داری، دوست دارم.

96
00:04:45,000 --> 00:04:47,500
‫ولی حرف هایی میزنه که کاملاً مشخص میشه.

97
00:04:47,500 --> 00:04:49,957
‫میدونی، مالوری راسل داره
‫از آموزش خونگی برمیگرده.

98
00:04:49,958 --> 00:04:51,666
‫شماها خیلی به هم چسبیده بودید.

99
00:04:51,667 --> 00:04:52,832
‫تو حتی دوستش هم نداشتی.

100
00:04:52,833 --> 00:04:55,041
‫- من...
‫- قبلاً بهش میگفتی تعصبی مذهبی.

101
00:04:55,042 --> 00:04:57,416
‫نه، به پدر و مادرش میگفتم.

102
00:04:57,417 --> 00:04:58,666
‫ممنون، ولی خب بیخیال.

103
00:04:58,667 --> 00:05:00,957
‫نمیذاشتن مال تولدش رو جشن بگیره.

104
00:05:01,000 --> 00:05:05,500
‫- این دیگه چجور دینیه؟ بدون جشن تولد؟
‫- انگار کل زندگیشون همینه، کارشون همینه.

105
00:05:05,500 --> 00:05:06,500
‫میدونم!

106
00:05:08,000 --> 00:05:09,000
‫دقیقاً.

107
00:05:12,500 --> 00:05:15,500
‫در واقع این مهمه، ببخشید.

108
00:05:15,500 --> 00:05:17,500
‫ما یه چیزی داشتیم که...

109
00:05:17,500 --> 00:05:18,500
‫کد نیست، اون...

110
00:05:18,500 --> 00:05:22,500
‫ولی فقط طرز گفتن
‫«دوستت دارم» به همدیگه بود.

111
00:05:23,417 --> 00:05:24,625
‫مسخره‌ست، ولی...

112
00:05:25,208 --> 00:05:26,208
‫آره.

113
00:05:27,333 --> 00:05:28,416
‫بزن بریم!

114
00:05:29,875 --> 00:05:31,166
‫- آه!
‫- آره!

115
00:05:31,167 --> 00:05:33,292
‫- بالاخره.
‫- هوو!

116
00:05:36,000 --> 00:05:38,000
‫عزیزم، کمربندت رو بستی؟

117
00:05:38,000 --> 00:05:39,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ مالوری! سلام! ]</b></i></font>

118
00:05:39,000 --> 00:05:40,000
‫چی؟

119
00:05:40,000 --> 00:05:41,500
‫عزیزم، کمربندت رو بستی؟

120
00:05:41,500 --> 00:05:42,500
‫اوم، آره.

121
00:05:42,500 --> 00:05:45,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ سلام، بعد از سه سال!
‫شنیدم داری از آموزش خونگی برمیگردی... ]</b></i></font>

122
00:05:45,000 --> 00:05:46,500
‫کمربندم رو بستم.

123
00:05:47,500 --> 00:05:50,500
‫چیه؟ نگرانی هام برای امنیتت
‫داره بهت استرس میده؟

124
00:05:51,000 --> 00:05:52,000
‫آره.

125
00:05:55,000 --> 00:05:57,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ اسامی مرگ ها ]</b></i></font>

126
00:05:57,500 --> 00:05:59,000
‫صبح بخیر!

127
00:05:59,000 --> 00:06:01,300
‫- باشه، بهت خوش بگذره عزیزم.
‫- باشه، ممنون مامان.

128
00:06:01,333 --> 00:06:02,750
‫- دوست دارم.
‫- منم دوست دارم.

129
00:06:03,292 --> 00:06:05,582
‫- سلام، بوبو.
‫- سلام، بوبو!

130
00:06:05,583 --> 00:06:07,417
‫- بوبو.
‫- سلام، بوبو.

131
00:06:07,958 --> 00:06:10,416
‫احساست نسبت به امشب چیه؟

132
00:06:10,417 --> 00:06:12,457
‫حس خیلی فوق العاده ای دارم.

133
00:06:12,458 --> 00:06:14,499
‫- تو چه احساسی داری؟
‫- اوه، ایول.

134
00:06:14,500 --> 00:06:16,916
‫منم حس فوق العاده ای دارم.

135
00:06:16,917 --> 00:06:18,666
‫پدرم شیفت شب کار میکنه.

136
00:06:18,667 --> 00:06:20,416
‫- خیلی خب!
‫- پس تا ساعت ۷ خونه نیست.

137
00:06:20,417 --> 00:06:22,374
‫راستی اگه میخوای اسپیکر بلوتوثی رو بیاری...

138
00:06:22,375 --> 00:06:24,457
‫- آره.
‫- اوم، یه پلی لیست درست کردم.

139
00:06:24,458 --> 00:06:25,833
‫خدای من.

140
00:06:26,667 --> 00:06:28,332
‫این کلی موزیکه، لعنتی.

141
00:06:28,500 --> 00:06:29,500
‫آره، میدونم.

142
00:06:29,500 --> 00:06:36,500
‫خب، این گردنبند کوچیک و واقعاً داغون رو
‫توی سفالگری ۱ برات ساختم.

143
00:06:36,500 --> 00:06:37,500
‫داغون نیست.

144
00:06:37,500 --> 00:06:39,700
‫- ستاره ها رو دوست داری، مگه نه؟
‫- عاشق ستاره ها هستم.

145
00:06:39,792 --> 00:06:41,999
‫- آره، آره.
‫- حس بدی دارم، چیزی برات نگرفتم.

146
00:06:42,000 --> 00:06:44,999
‫داری چی میگی؟
‫امشب همه چی درباره توئه.

147
00:06:45,000 --> 00:06:46,167
‫منظورت چیه؟

148
00:06:47,208 --> 00:06:50,625
‫خب، فقط به خاطر ایده ای مثل...

149
00:06:51,875 --> 00:06:53,499
‫«اول اون باید ارضا بشه.»

150
00:06:53,500 --> 00:06:54,708
‫میدونی که؟

151
00:06:55,292 --> 00:06:58,249
‫- دختره.
‫- باشه.

152
00:06:58,250 --> 00:06:59,416
‫خوشم میاد.

153
00:06:59,500 --> 00:07:01,000
‫این خیلی بانمکه، ممنون.

154
00:07:01,000 --> 00:07:02,500
‫اوه، فوگل.

155
00:07:02,500 --> 00:07:10,000
‫من برنامه‌مون برای امشب رو بهش گفتم،
‫و یه جورایی عصبی شد که اول به خودش نگفتی.

156
00:07:10,000 --> 00:07:15,500
‫برام مهم نیست اون چی فکر میکنه،
‫چون فکر میکنم امشب قراره یه جورایی...

157
00:07:15,500 --> 00:07:17,000
‫فوق العاده بشه.

158
00:07:17,000 --> 00:07:18,000
‫فقط دردناکه، رفیق...

159
00:07:18,000 --> 00:07:19,500
‫من واقعاً متاسفم، رفیق.

160
00:07:19,500 --> 00:07:22,700
‫فقط نمیدونستم کلوئی از اینکه
‫به بقیه بگم ناراحت میشه یا نه...

161
00:07:22,700 --> 00:07:24,500
‫- چون یه چیز شخصیه.
‫- اوه، بقیه؟

162
00:07:24,500 --> 00:07:26,000
‫اوه، پس من شدم «بقیه»؟

163
00:07:26,000 --> 00:07:27,700
‫- نه.
‫- اشکالی نداره، خوب شد فهمیدم.

164
00:07:27,700 --> 00:07:30,800
‫نمیخواستم این کار رو باهات کنم،
‫ولی حالا افتادی زندان، حبس ابد.

165
00:07:30,800 --> 00:07:32,300
‫- من افتادم زندان؟
‫- آره، حبس ابد...

166
00:07:32,300 --> 00:07:33,400
‫- یادت نره.
‫- باشه، عالیه.

167
00:07:33,400 --> 00:07:35,500
‫اگه افتادم زندان،
‫میتونم یه تماس داشته باشم، مگه نه؟

168
00:07:35,500 --> 00:07:37,800
‫- نه، نمیتونی.
‫- فقط یه تماس دارم، اون هم به تو زنگ میزنم.

169
00:07:41,750 --> 00:07:43,666
‫برای قبول تماس، ۱ رو بزن.

170
00:07:43,667 --> 00:07:44,667
‫رد تماس، عوضی.

171
00:07:45,208 --> 00:07:47,499
‫مگه اینکه، خبری چیزی برام داشته باشی.

172
00:07:47,500 --> 00:07:48,750
‫اوم...

173
00:07:50,375 --> 00:07:54,832
‫یه اسباب بازی جنسی برای امشب جور کردم.

174
00:07:54,833 --> 00:07:57,957
‫برای اون، نه...
‫میدونی که؟

175
00:07:58,000 --> 00:08:01,500
‫باشه، شرمنده رفیق...
‫این واقعاً، خیلی ناراحت کننده‌ست.

176
00:08:02,000 --> 00:08:03,000
‫چی؟

177
00:08:03,000 --> 00:08:05,000
‫- چی داری میگی؟
‫- چرا باید همچین کاری کنی؟

178
00:08:05,000 --> 00:08:07,000
‫طوری رفتار نکن که انگار
‫از مسائل جنسی سر در میاری.

179
00:08:07,000 --> 00:08:08,500
‫تو حتی جق هم نمیزنی.

180
00:08:08,500 --> 00:08:11,000
‫خیلی خب، اول از همه،
‫این برای حفظ انرژیه، باشه؟

181
00:08:11,000 --> 00:08:12,300
‫و این با اون فرق داره.

182
00:08:12,500 --> 00:08:14,000
‫- چه مرگته؟
‫- خیلی خب، فوگل.

183
00:08:14,000 --> 00:08:17,500
‫این، مثلاً فکر مامانت درباره مثلاً فمینیسم
‫یا یه همچین کوفتیه، اسباب بازی جنسی؟

184
00:08:17,500 --> 00:08:20,000
‫نه، فکر کردی درباره این چیزها
‫با مامانم حرف میزنم؟

185
00:08:20,000 --> 00:08:21,000
‫- در واقع، چرا.
‫- نه.

186
00:08:21,000 --> 00:08:22,600
‫فکر کنم تو بیشتر از من با اون حرف میزنی.

187
00:08:22,600 --> 00:08:24,000
‫اون حرکاتت رو زیر نظر داره...

188
00:08:24,000 --> 00:08:26,000
‫- یعنی چی که باهاش حرف نمیزنی؟
‫- من زیر نظرش دارم.

189
00:08:26,000 --> 00:08:27,000
‫یه جور مسئولیت پذیریه.

190
00:08:27,000 --> 00:08:29,000
‫- کفشت باحاله، فوگل!
‫- هی شیموس...

191
00:08:29,000 --> 00:08:31,500
‫زیاد به خودت راحت نگیر، باشه؟
‫دارم سراغ جای خودم برمیگردم.

192
00:08:31,500 --> 00:08:33,000
‫به محض اینکه از این کفش طبی در بیام.

193
00:08:33,000 --> 00:08:35,000
‫هی، درباره ایده مامانم چی فکر میکنی؟

194
00:08:35,000 --> 00:08:38,000
‫اینکه نماد تیم باشی،
‫تا وقتی که پات خوب بشه؟

195
00:08:38,500 --> 00:08:42,500
‫یالا، اگه آقای هایلندر باشی،
‫میتونی توی جشن مدرسه والس برقصی.

196
00:08:42,500 --> 00:08:44,500
‫- ولی...
‫- باهات میرقصم، خیلی مسخره‌ست.

197
00:08:44,500 --> 00:08:46,500
‫همینطوری، دو تا پسر،
‫داریم مسخره بازی در میاریم.

198
00:08:46,500 --> 00:08:48,583
‫فقط نگاه کن، یه سر نماد جدیده.

199
00:08:49,875 --> 00:08:51,083
‫بفرما.

200
00:08:58,250 --> 00:08:59,499
‫میدونی چیه؟

201
00:08:59,500 --> 00:09:01,707
‫- به طور عجیبی قشنگه.
‫- باحاله، مگه نه؟

202
00:09:01,708 --> 00:09:04,332
‫رفیق، آقای اسلیتون برای این چیز
‫از مواد کاملاً طبیعی استفاده کرده.

203
00:09:04,333 --> 00:09:06,499
‫عجب، شبیه همین مواد طبیعی؟

204
00:09:06,500 --> 00:09:08,000
‫اوه، دهنت سرویس!

205
00:09:08,167 --> 00:09:09,582
‫وای، لعنتی!

206
00:09:09,583 --> 00:09:10,874
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ بذار یکم... ♪</b></i></font>

207
00:09:10,875 --> 00:09:12,332
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ احساساتی بشیم ♪</b></i></font>

208
00:09:12,333 --> 00:09:14,166
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ بذار دست همدیگه رو... ♪</b></i></font>

209
00:09:14,167 --> 00:09:15,791
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ بگیریم ♪</b></i></font>

210
00:09:15,792 --> 00:09:17,332
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ بیا بیخیال... ♪</b></i></font>

211
00:09:17,333 --> 00:09:19,416
‫لعنتی، منظورم اینه که...

212
00:09:25,708 --> 00:09:27,833
‫هی، کمکی میخوای؟

213
00:09:28,875 --> 00:09:30,374
‫آه، حتماً.

214
00:09:30,500 --> 00:09:32,500
‫خیلی خب حواسم هست، رمزت چیه؟

215
00:09:32,500 --> 00:09:34,500
‫اوم، ۳۹-۲۴-۷.

216
00:09:34,500 --> 00:09:37,000
‫بیست و چهار ساعته، جالبه.

217
00:09:37,000 --> 00:09:39,500
‫اینجا تازه اومدی، مگه نه؟
‫فکر نکنم قبلاً هم رو دیده باشیم؟

218
00:09:39,500 --> 00:09:41,000
‫- آره.
‫- وندل؟ اسمت وندله؟

219
00:09:41,000 --> 00:09:43,000
‫- ولدون.
‫- ولدون، آره شرمنده.

220
00:09:43,000 --> 00:09:44,500
‫چه اتفاقی برای شلوارت افتاده، ولدون؟

221
00:09:44,500 --> 00:09:45,500
‫اوه، افتادم زمین.

222
00:09:45,500 --> 00:09:47,500
‫دختر عموم سعی داشت خودکار خوبم رو برداره.

223
00:09:48,500 --> 00:09:50,000
‫خیلی روان مینویسه.

224
00:09:50,000 --> 00:09:51,500
‫- خودکار مورد علاقه‌مه.
‫- باشه، درسته.

225
00:09:51,583 --> 00:09:53,791
‫- عالیه.
‫- خب، اون برداشتش.

226
00:09:53,792 --> 00:09:54,874
‫وایسا!

227
00:09:55,000 --> 00:09:56,500
‫وایسا، وایسا.
‫وایسا، وایسا.

228
00:09:56,500 --> 00:09:58,000
‫- ولدون؟
‫- آره.

229
00:09:58,792 --> 00:10:00,207
‫تو پسر عموی مالوری هستی؟

230
00:10:00,208 --> 00:10:01,499
‫- آره.
‫- محاله!

231
00:10:01,500 --> 00:10:04,291
‫میدونی، من و اون یه جورایی
‫قبلاً یکم با هم وقت میگذروندیم.

232
00:10:04,500 --> 00:10:05,500
‫خدای من، رفیق.

233
00:10:05,500 --> 00:10:06,500
‫وای.

234
00:10:06,625 --> 00:10:07,707
‫- ولدون.
‫- آره.

235
00:10:07,708 --> 00:10:09,332
‫- بالاخره از دیدنت خوشحالم، رفیق.
‫- آره.

236
00:10:09,333 --> 00:10:11,000
‫- وِلی!
‫- خب، اوم...

237
00:10:12,875 --> 00:10:14,750
‫نه، چرا؟

238
00:10:15,250 --> 00:10:16,250
‫مال!

239
00:10:16,875 --> 00:10:18,291
‫- رفیق!
‫- چه خبر؟

240
00:10:18,292 --> 00:10:20,416
‫- خیلی وقته هم رو ندیدیم.
‫- چه شانس عجیبی!

241
00:10:20,500 --> 00:10:23,000
‫- خیلی...
‫- وای، خیلی عالیه!

242
00:10:23,000 --> 00:10:24,500
‫خیلی خوبه که می‌بینمت، رفیق.

243
00:10:24,500 --> 00:10:26,700
‫- چرا داریم این طرفی میریم؟
‫- همینطور ادامه بده، رفیق.

244
00:10:34,083 --> 00:10:36,624
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ خب، بذار یکم احساساتی بشیم... ♪</b></i></font>

245
00:10:36,625 --> 00:10:39,707
‫آقای مارتین از شریکش جدا شد.

246
00:10:39,708 --> 00:10:41,124
‫این آهنگ اونا بود.

247
00:10:41,125 --> 00:10:43,958
‫- دوستش دارم.
‫- آره، منم همینطور.

248
00:10:44,625 --> 00:10:45,916
‫اوه، نوبت منه.

249
00:10:45,917 --> 00:10:47,749
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ ما میتونیم تا ابد زنده بمونیم ♪</b></i></font>

250
00:10:47,750 --> 00:10:49,041
‫این آهنگ خیلی چرته.

251
00:10:49,042 --> 00:10:51,457
‫رفیق، شبیه موسیقی داروخانه‌ست.

252
00:11:02,500 --> 00:11:03,999
‫ولدون، کمکم کن!

253
00:11:04,000 --> 00:11:05,916
‫خدایا.

254
00:11:05,917 --> 00:11:07,291
‫یک ثانیه!

255
00:11:09,208 --> 00:11:10,457
‫داری چیکار میکنی؟

256
00:11:10,458 --> 00:11:11,917
‫باید جیش و پوپ کنم.

257
00:11:12,792 --> 00:11:13,874
‫چی؟

258
00:11:13,875 --> 00:11:15,707
‫- جیش و پی پی؟
‫- بچه ها، سواری میخواید؟

259
00:11:15,708 --> 00:11:17,541
‫- آره.
‫- نه، ما...

260
00:11:17,542 --> 00:11:21,874
‫نیازی نیست، ولی به نظرت میتونی
‫توی مدرسه بیاریش، هان؟

261
00:11:22,000 --> 00:11:25,000
‫اونا تازه دزدگیر رو فعال کردن،
‫ولی حتماً میدونی، من...

262
00:11:25,000 --> 00:11:27,000
‫خوشحال میشم هر جایی
‫که میخواید برید برسونمتون.

263
00:11:27,000 --> 00:11:28,500
‫- اوه، ممنون.
‫- نه، اصلاً نیازی نیست.

264
00:11:28,500 --> 00:11:30,000
‫برادرم، یعنی یک دقیقه‌ دیگه اینجاست.

265
00:11:30,000 --> 00:11:32,833
‫وای خدای من، بابی.

266
00:11:33,917 --> 00:11:36,875
‫از کِی تا حالا مثل کسایی حرف میزنی
‫که دارن تبلیغ ماست میکنن؟

267
00:11:43,542 --> 00:11:45,832
‫- اوضاعمون رو به راهه؟
‫- آره، اوضاعمون رو به راهه؟

268
00:11:45,833 --> 00:11:48,833
‫خب اونجا، میدونی...

269
00:11:50,042 --> 00:11:51,707
‫اردوی کمپ کلاسی بود...

270
00:11:51,708 --> 00:11:55,041
‫اون موقع که همدیگه رو بوسیدیم، اوم...
‫رابطه داشتیم، کنار دریاچه...

271
00:11:55,042 --> 00:11:57,667
‫که، اتفاق افتاد...

272
00:11:58,333 --> 00:11:59,791
‫اوهوم.

273
00:11:59,792 --> 00:12:01,832
‫نمیدونم، فقط حس میکنم...

274
00:12:01,833 --> 00:12:04,999
‫حس میکنم بعد از اون،
‫واقعاً نفهمیدم چی میخواستی...

275
00:12:05,000 --> 00:12:06,749
‫اگه چیز دیگه ای میخواستی.

276
00:12:06,750 --> 00:12:09,999
‫یا اگه من مثلاً، اگه کار اشتباهی کردم.

277
00:12:10,000 --> 00:12:13,041
‫منظورم اینه که، روز بعدش
‫به خونه‌تون اومدم تا با هم باشیم...

278
00:12:13,042 --> 00:12:16,042
‫و تو به مامانت گفتی بگه خونه نیستی.

279
00:12:17,083 --> 00:12:18,832
‫تو به خونه‌مون اومدی؟

280
00:12:18,833 --> 00:12:21,207
‫مامانم، من بهش...
‫من بهش نگفتم.

281
00:12:21,208 --> 00:12:22,416
‫باشه.

282
00:12:22,417 --> 00:12:24,374
‫بهش نگفتم این رو بگه.
‫اصلاً روحم خبر نداشت...

283
00:12:24,375 --> 00:12:26,208
‫از اون ماجرا.

284
00:12:26,792 --> 00:12:29,208
‫برای همونه که من رو پیچوندی؟

285
00:12:32,875 --> 00:12:35,457
‫- خب...
‫- اصلاً مهم نیست رفیق، اشکالی نداره.

286
00:12:35,458 --> 00:12:37,499
‫- ببین، من...
‫- گذشته ها گذشته.

287
00:12:37,500 --> 00:12:39,541
‫ولدون، هنوز میتونیم ببینیمت.

288
00:12:42,292 --> 00:12:43,624
‫سلام.

289
00:12:43,625 --> 00:12:44,999
‫خانم کوک!

290
00:12:45,000 --> 00:12:49,042
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت، خونه‌ت چطوره؟

291
00:12:50,000 --> 00:12:51,499
‫خونه‌م خوبه.

292
00:12:51,500 --> 00:12:52,874
‫خیلی خب.

293
00:12:52,875 --> 00:12:54,666
‫مالوری به ماشین نیاز داری؟ این...

294
00:12:54,667 --> 00:12:56,416
‫نیازی نیست، برادرم توی راهه.

295
00:12:56,417 --> 00:12:57,499
‫مطمئنی؟

296
00:12:57,500 --> 00:12:59,249
‫- آره، ممنون...
‫- خیلی هوا سرده.

297
00:12:59,250 --> 00:13:01,416
‫- حالم خوبه، ممنونم.
‫- باشه، خوشحال شدم دیدمت.

298
00:13:08,958 --> 00:13:10,457
‫منظوم اینه که، خوبه.

299
00:13:10,458 --> 00:13:12,792
‫اون دقیقاً روبروی مدرسه ابتدایی وایساده.

300
00:13:15,000 --> 00:13:19,000
‫خب این عجیبه، مالوری بهم گفت
‫که یه بار به اینجا اومده...

301
00:13:19,083 --> 00:13:22,625
‫و با اینکه من خونه بودم،
‫تو گفتی که من خونه نیستم.

302
00:13:24,000 --> 00:13:27,000
‫اصلاً یادم نمیاد، چرا باید همچین کاری کنم؟

303
00:13:46,500 --> 00:13:50,000
‫با آقای بروستر درباره فراهم کردن مقدمات
‫برای لوئیس و کلارک صحبت کردیم؟

304
00:13:51,958 --> 00:13:55,167
‫من همچنین در مورد برکلی ازش پرسیدم،
‫که توی کالیفرنیاست.

305
00:13:55,750 --> 00:13:57,916
‫واقعاً میخوای تا اونجا پایین بری؟

306
00:14:06,042 --> 00:14:09,292
‫میدونی، برکلی دیگه واقعاً جذابیتی نداره.

307
00:14:20,208 --> 00:14:22,124
‫امروز کلی پیاده روی کردی.

308
00:14:22,125 --> 00:14:23,125
‫خوبه.

309
00:14:33,000 --> 00:14:34,500
‫حالت خوبه؟

310
00:14:34,500 --> 00:14:36,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ اینجا قراره با هم سکس کنیم ]</b></i></font>

311
00:14:36,000 --> 00:14:37,000
‫اوم...

312
00:14:37,792 --> 00:14:40,417
‫باید برم یه کتاب بردارم،
‫بعدش هم به خونه فوگل برم.

313
00:14:53,000 --> 00:14:54,000
‫سلام، مامان.

314
00:14:56,833 --> 00:14:58,042
‫اوم...

315
00:15:01,708 --> 00:15:03,124
‫مربوط به فوگله.

316
00:15:03,125 --> 00:15:05,582
‫با این دختر جدیده دوست شده
‫و اون ازش بزرگ تره.

317
00:15:05,583 --> 00:15:08,416
‫و انگار دارن چیزهای جدید
‫زیادی رو امتحان میکنن...

318
00:15:08,500 --> 00:15:10,500
‫و خب، اون واقعاً در این مورد استرس داره.

319
00:15:10,500 --> 00:15:12,500
‫ما اینطوری نیستیم.
‫چرا داریم این کار رو میکنیم؟

320
00:15:14,917 --> 00:15:19,332
‫میدونی چه تعداد بچه‌ به دفتر من میان
‫و وحشت زده هستن...

321
00:15:19,333 --> 00:15:22,999
‫چون با یه آدم ناشناس سکس داشتن؟

322
00:15:23,000 --> 00:15:28,624
‫مامان، کلوئی فقط یه آدم ناشناس نیست باشه؟

323
00:15:28,625 --> 00:15:31,250
‫فکر میکنی میتونی باهاش
‫با چراغ های روشن سکس داشته باشی؟

324
00:15:32,167 --> 00:15:34,375
‫- چی؟
‫- اون تو رو میشناسه؟

325
00:15:35,500 --> 00:15:36,708
‫یعنی، واقعاً؟

326
00:15:42,583 --> 00:15:45,082
‫برداشتی که من از پرسیدن این سؤال
‫توسط تو دارم مامان، اینه که...

327
00:15:45,083 --> 00:15:46,957
‫اوه، لطفاً با اصطلاحات روانشناسی صحبت نکن.

328
00:15:47,000 --> 00:15:49,500
‫خب، مشاور مدرسه بهمون یاد میده
‫چطور با دعوا کنار بیایم.

329
00:15:49,500 --> 00:15:54,500
‫- خانم مینارد بدبخت ترین زنیه که میشناسم.
‫- فکر میکنی خودت خوشبخت هستی؟

330
00:15:55,167 --> 00:15:56,666
‫آره، چی؟

331
00:15:56,667 --> 00:15:58,500
‫فکر میکنی آدم ها میشناسنت؟
‫مثلاً، تو...

332
00:16:00,000 --> 00:16:03,000
‫تابستون قبل وقتی بابات مُرد،
‫به زور به کسی گفتی.

333
00:16:03,000 --> 00:16:09,500
‫و بعد میشنوم ساعت دو نصف شب توی زیرزمین
‫پروانه ای میزنی و به جونی میچل گوش میدی.

334
00:16:09,542 --> 00:16:10,833
‫- من...
‫- عجیبه!

335
00:16:11,667 --> 00:16:13,417
‫من والد تو هستم.

336
00:16:14,458 --> 00:16:15,541
‫باشه.

337
00:16:15,542 --> 00:16:17,750
‫پس، الان داریم درباره تو صحبت میکنیم.

338
00:16:18,500 --> 00:16:22,500
‫چون داری گستاخانه رفتار میکنی،
‫و این من رو عصبانی میکنه.

339
00:16:22,500 --> 00:16:24,000
‫به نظر نمیرسه عصبانی باشی.

340
00:16:24,000 --> 00:16:28,957
‫به نظر میرسه خیلی میترسی کنترل
‫لعنتی روی من رو کاملاً از دست بدی.

341
00:16:31,417 --> 00:16:33,624
‫- و نمیدونم این یعنی چی...
‫- وای.

342
00:16:33,625 --> 00:16:34,833
‫وای!

343
00:16:39,792 --> 00:16:41,208
‫خوش بگذره!

344
00:16:45,125 --> 00:16:46,333
‫مامان؟

345
00:16:54,667 --> 00:16:56,667
‫خدای من.

346
00:17:14,000 --> 00:17:21,000


347
00:17:39,542 --> 00:17:42,541
‫یا خدا!

348
00:18:06,833 --> 00:18:10,458
‫گفتن حدود یک هفته بی هوش بودم.

349
00:18:16,750 --> 00:18:17,750
‫مامان؟

350
00:18:18,125 --> 00:18:20,750
‫وای، خدا رو شکر.
‫مامانت شبانه روز بالای سر من بوده.

351
00:18:22,583 --> 00:18:24,291
‫- چطور مطوری؟
‫- سلام!

352
00:18:24,500 --> 00:18:26,000
‫- سلام.
‫- چطوری، رفیق؟

353
00:18:26,000 --> 00:18:27,500
‫حالت خوبه؟
‫چطوری؟

354
00:18:27,500 --> 00:18:28,500
‫اوم، خیلی خوب هستم.

355
00:18:29,083 --> 00:18:30,582
‫به خوبی قیافه‌ت، هان؟

356
00:18:30,583 --> 00:18:31,916
‫قیافه‌م چطوره؟

357
00:18:31,917 --> 00:18:33,666
‫ولی خوشحالم که حالت خوبه، جدی میگم.

358
00:18:33,667 --> 00:18:34,750
‫اینا همش تقصیر منه.

359
00:18:36,000 --> 00:18:37,791
‫نه.

360
00:18:37,792 --> 00:18:42,291
‫میدونید مامانم کجاست...

361
00:18:42,292 --> 00:18:44,541
‫- الان برمیگرده.
‫- خیلی خب.

362
00:18:44,542 --> 00:18:46,208
‫حالش خوبه؟

363
00:18:46,917 --> 00:18:47,999
‫وای، خدای من.

364
00:18:48,000 --> 00:18:50,624
‫- مادرت اینجاست.
‫- وای خدای من، وای خدای من.

365
00:18:50,625 --> 00:18:52,707
‫سلام عزیزم، سلام.

366
00:18:52,708 --> 00:18:54,416
‫سلام.

367
00:18:54,417 --> 00:18:57,166
‫اون نبود، اوم...

368
00:18:57,167 --> 00:18:59,249
‫اون مامان من نبود.

369
00:19:03,125 --> 00:19:05,958
‫اوم، این...

370
00:19:08,125 --> 00:19:10,457
‫حالت خوبه عزیزم؟

371
00:19:10,500 --> 00:19:12,500
‫چه خبر شده؟ چی...

372
00:19:12,500 --> 00:19:14,500
‫- چه اتفاقی داره میفته؟ آب میخوای؟
‫- این چیه...

373
00:19:14,583 --> 00:19:17,249
‫- توش چیه؟ چی...
‫- دارو؟

374
00:19:17,250 --> 00:19:20,999
‫سرم قندی و الکترولیت و دکسترومورفین؟

375
00:19:21,000 --> 00:19:22,208
‫دکستروز.

376
00:19:23,000 --> 00:19:24,416
‫خدایا، «دکستروز.»

377
00:19:24,417 --> 00:19:26,291
‫اون پرستار خیلی بده.

378
00:19:26,292 --> 00:19:28,332
‫- آب میوه‌م رو برداشت.
‫- حالت خوبه، عزیزم؟

379
00:19:28,500 --> 00:19:30,000
‫اون آهنگه رو بخون.

380
00:19:30,000 --> 00:19:35,500
‫آره، خب من یه جورایی این ایده رو داشتم که
‫این آهنگ رو برات بخونم، وقتی بیدار شدی...

381
00:19:35,542 --> 00:19:37,707
‫و خب به نظرم قشنگ میشد یا هر چی، پس...

382
00:19:42,667 --> 00:19:44,291
‫خیلی زیاده.

383
00:19:44,292 --> 00:19:45,292
‫عزیزم.

384
00:19:46,917 --> 00:19:48,624
‫بیا به خونه ببریمت.

385
00:19:50,875 --> 00:19:53,166
‫بچه ها، شاید صداش خیلی بلنده.

386
00:19:53,167 --> 00:19:55,332
‫- آره، میتونم کمش کنم.
‫- کمش کن، آره.

387
00:19:57,500 --> 00:19:58,999
‫اینجا بپیچ، اینجا.

388
00:20:23,083 --> 00:20:25,417
‫گوشی من پیشته؟

389
00:20:26,292 --> 00:20:28,500
‫نه، هیچ وقت پیدا نکردنش.

390
00:20:30,500 --> 00:20:38,000
‫من، از صحبتی که قبل از این اتفاق
‫با هم داشتیم خیلی ناراحت هستم.

391
00:20:39,125 --> 00:20:40,333
‫متأسفم.

392
00:20:46,500 --> 00:20:47,700
‫- اون رو بیار.
‫- خودم برمیدارم.

393
00:20:47,700 --> 00:20:49,800
‫اگه میتونی اون یکی رو بیاری تو،
‫فکر کنم منم بتونم...

394
00:20:49,800 --> 00:20:51,500
‫آره، میتونم بردارم...
‫منم کیف رو برمیدارم.

395
00:20:51,500 --> 00:20:52,500
‫سانی؟
‫هی، عزیزم!

396
00:20:53,542 --> 00:20:54,542
‫اوم...

397
00:20:57,667 --> 00:20:59,875
‫چه اتفاقی افتاده؟

398
00:21:00,667 --> 00:21:02,999
‫میخوای بالا بیاری؟

399
00:21:03,000 --> 00:21:05,500
‫نه، فقط...

400
00:21:05,792 --> 00:21:07,707
‫مامانم...

401
00:21:07,708 --> 00:21:10,124
‫مامانم شبیه...

402
00:21:10,125 --> 00:21:11,542
‫به نظر متفاوته، مگه نه؟

403
00:21:12,500 --> 00:21:16,500
‫آره، خیلی باهام بهتر شده...

404
00:21:16,500 --> 00:21:18,500
‫فکر کنم مثلاً، دوست شدیم.

405
00:21:18,500 --> 00:21:21,000
‫جلوی من فحش میده، که خیلی باحاله.

406
00:21:22,500 --> 00:21:25,500
‫کلوئی؟ میدونی دستورالعمل
‫مراقبت های سانی کجاست؟

407
00:21:25,500 --> 00:21:26,500
‫آره، یه لحظه!

408
00:21:26,500 --> 00:21:28,500
‫- الان برمیگردم، باشه؟
‫- آره، باشه.

409
00:21:31,083 --> 00:21:34,166
‫کارت هات رو برات جمع کردم.
‫از کِی این همه دوست پیدا کردی؟

410
00:21:36,583 --> 00:21:38,208
‫- حالت خوبه؟
‫- نه رفیق، من...

411
00:21:42,625 --> 00:21:43,833
‫مامانم...

412
00:21:44,458 --> 00:21:47,166
‫مامانم قیافه‌ش فرق کرده، مگه نه؟

413
00:21:47,167 --> 00:21:48,749
‫آره، افتضاح شده.

414
00:21:48,750 --> 00:21:51,291
‫نه، یعنی اون...
‫صورتش فرق کرده.

415
00:21:51,292 --> 00:21:53,374
‫انگار شبیه یه آدم کوفتی دیگه شده.

416
00:21:53,375 --> 00:21:56,457
‫چی؟ هی رفیق.
‫داگا، تو نئشه هستی باشه؟

417
00:21:56,500 --> 00:21:58,000
‫و سرت ضربه خورده، پس فقط...

418
00:21:58,000 --> 00:22:00,000
‫من ضربه مغزی نشدم، من انگار...

419
00:22:00,000 --> 00:22:02,100
‫- اونا من رو از اون گند پاک کردن.
‫- خیلی خب، نگاه کن.

420
00:22:02,100 --> 00:22:04,100
‫یادت میاد توی مسابقه موریسویل
‫تکل از پشت خوردم؟

421
00:22:04,100 --> 00:22:06,100
‫- آره.
‫- و کلی مسکن خورده بودم؟

422
00:22:06,100 --> 00:22:07,800
‫- آره.
‫- رفیق، از جلوی مغازه تاکو رد شدم...

423
00:22:07,875 --> 00:22:09,457
‫که مجسمه بوریتو بیرونش بود.

424
00:22:09,500 --> 00:22:13,000
‫رفیق، من واقعاً با گریه به بابام زنگ زدم
‫چون فکر میکردم آب رفتم و کوچیک شدم.

425
00:22:13,000 --> 00:22:15,000
‫رفیق این اصلاً شبیه اون نیست، اصلاً.

426
00:22:15,125 --> 00:22:19,333
‫باشه رفیق، من...
‫فکر کنم خوبه، باشه؟

427
00:22:23,875 --> 00:22:25,500
‫فقط آروم باش، رفیق.

428
00:22:28,250 --> 00:22:30,374
‫اون دیگه چه کوفتیه؟
‫اون...؟

429
00:22:30,375 --> 00:22:32,166
‫آه، اون مال...

430
00:22:32,167 --> 00:22:33,624
‫مال سر آقای هایلندره.

431
00:22:33,625 --> 00:22:35,625
‫هنوز داریم رقص والس میریم، مگه نه؟

432
00:22:37,000 --> 00:22:38,916
‫ببین، داگا...

433
00:22:38,917 --> 00:22:40,750
‫مغزت ضربه خورده، باشه؟

434
00:22:44,125 --> 00:22:45,542
‫امشب پوشک ببند.

435
00:22:46,208 --> 00:22:49,208
‫نمیخوای اون کثافت کاری روی پات بیفته.

436
00:22:50,500 --> 00:22:52,000
‫فهمیدی؟

437
00:23:16,000 --> 00:23:19,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ امیدوارم بیمارستان خیلی افتضاح نباشه!
‫با بوس، مالوری ]</b></i></font>

438
00:23:25,000 --> 00:23:26,500
‫اینجا خانواده راسله.

439
00:23:26,500 --> 00:23:28,000
‫لطفاً پیام بذارید.

440
00:23:28,000 --> 00:23:30,500
‫سلام، سانی کوک هستم.

441
00:23:30,500 --> 00:23:33,500
‫با مالوری کار دارم.

442
00:23:33,500 --> 00:23:37,000
‫اوم، متأسفم اگه یکم عجیب به نظر میرسه...

443
00:23:37,000 --> 00:23:45,000
‫ولی یه اتفاقی افتاده، و تو مامانم رو
‫از خیلی وقت پیش میشناسی و...

444
00:23:46,625 --> 00:23:52,457
‫تو همیشه فقط، میدونی،
‫حرف دلت رو به من میزنی...

445
00:23:52,458 --> 00:23:53,707
‫پس، من فقط میخوام...

446
00:23:53,708 --> 00:23:56,582
‫سعی میکنم فردا توی مدرسه بهت برسم، و...

447
00:23:56,583 --> 00:23:58,000
‫دیر وقت بیدار موندی.

448
00:24:00,042 --> 00:24:01,458
‫ببخشید، من فقط میخوام...

449
00:24:02,500 --> 00:24:06,500
‫آه، ببخشید.
‫گوشیم همراهم نیست، میدونی.

450
00:24:06,500 --> 00:24:07,500
‫اشکالی نداره.

451
00:24:07,500 --> 00:24:09,999
‫داشتم فکر میکردم،
‫باید پماد رو روی بریدگی هات بزنیم.

452
00:24:10,000 --> 00:24:12,500
‫حالم خوبه، من فقط...
‫میخوام فردا انجامش بدم، من فقط...

453
00:24:12,500 --> 00:24:14,500
‫نه، باید امشب انجامش بدیم.

454
00:24:16,417 --> 00:24:17,916
‫عفونت میکنه.

455
00:24:19,333 --> 00:24:21,333
‫بیا با زخم بزرگ شروع کنیم، باشه؟

456
00:24:28,208 --> 00:24:30,791
‫واقعاً نگران هستم که
‫فردا میخوای به مدرسه بری.

457
00:24:30,792 --> 00:24:33,499
‫دکتر گفت باید استراحت کنی، و...

458
00:24:33,500 --> 00:24:37,000
‫نمیخوام همینجوری کل روز اینجا باشم،
‫و هیچ کاری نکنم، پس...

459
00:24:40,625 --> 00:24:42,124
‫این اخلاق رو از من به ارث بردی.

460
00:24:50,000 --> 00:24:56,000
‫خب، وقتی به مدرسه برگشتی،
‫کس دیگه ای متوجه چیز متفاوتی توی اون شد؟

461
00:24:57,792 --> 00:24:59,416
‫هیچکس، نه.

462
00:24:59,417 --> 00:25:02,042
‫- گرفتیش؟ حالت خوبه؟
‫- حالم خوبه.

463
00:25:06,250 --> 00:25:08,624
‫- رفیق، بیدار شدی؟!
‫- سانی اینجاست؟ حالش خوبه؟

464
00:25:08,625 --> 00:25:10,874
‫- وای خدای من، سانیه!
‫- برگشته.

465
00:25:10,875 --> 00:25:13,749
‫سانی، خوش برگشتی رفیق!

466
00:25:13,750 --> 00:25:15,666
‫- هی، حالت خوبه؟
‫- آره، آره.

467
00:25:15,667 --> 00:25:16,749
‫یه سگ گرفتم...

468
00:25:16,750 --> 00:25:18,957
‫سلام، سانی!
‫سلام رفیق، اوضاع چطوره؟

469
00:25:19,000 --> 00:25:20,500
‫- آخ!
‫- ببخشید، شرمنده رفیق.

470
00:25:20,500 --> 00:25:22,500
‫- اشکالی نداره رفیق، نگران نباش.
‫- اوضاع چطوره؟

471
00:25:22,542 --> 00:25:24,582
‫- حالت بهتره؟
‫- عالی هستم، عالی.

472
00:25:24,583 --> 00:25:26,542
‫آره، آره.

473
00:25:27,333 --> 00:25:29,624
‫ممنون، خیلی خب.
‫کارت عالیه، عالی.

474
00:25:29,625 --> 00:25:34,332
‫همه چی حس...
‫عجیبی داشت.

475
00:25:39,000 --> 00:25:40,500
‫سانی، تو...

476
00:25:40,500 --> 00:25:45,000
‫یعنی، فکر میکنم خونسرد رفتار کردم،
‫تا کسی به چیزی شک نکنه.

477
00:25:45,000 --> 00:25:48,000
‫سانی؟
‫چیزی لازم داشتی از...؟

478
00:25:48,292 --> 00:25:52,499
‫ایتن، مالوری رو میشناسی؟
‫مالوری راسل رو؟

479
00:25:52,500 --> 00:25:55,500
‫آره، اگه باز ببینم ماشینش رو توی
‫پارکینگ اساتید پارک کرده، تعلیقش میکنم.

480
00:25:55,500 --> 00:25:57,000
‫میدونی کجا میتونم پیدا‌ش کنم؟

481
00:25:57,000 --> 00:25:58,624
‫سلف غذاخوری.

482
00:25:58,625 --> 00:26:00,625
‫- ممنون، مرسی.
‫- نه، سالن ورزشی! سالن ورزشی.

483
00:26:06,417 --> 00:26:08,832
‫اوه، سانی جون!
‫پایه‌ یه دور رقص هستی؟

484
00:26:08,833 --> 00:26:11,833
‫- باید تمرین کنیم، رفیق...
‫- نمیتونم رفیق، نمیتونم!

485
00:26:12,500 --> 00:26:13,700
‫داری ترسی به دلت راه میدی؟

486
00:26:13,700 --> 00:26:15,000
‫- سلام!
‫- سلام.

487
00:26:15,000 --> 00:26:18,000
‫پاول کارتش رو برای کاستکو میخواد
‫تا بتونه برای مهمونی امشب تنقلات بخره.

488
00:26:18,000 --> 00:26:19,000
‫- باشه.
‫- وای، خدای من.

489
00:26:19,000 --> 00:26:21,000
‫- میدونی این چیزها چقدر قیمتش هستن؟
‫- نه!

490
00:26:21,000 --> 00:26:22,500
‫- شرمنده، دست منه.
‫- حالت خوبه؟

491
00:26:22,500 --> 00:26:24,000
‫کارت کاستکو.
‫آره، دست منه.

492
00:26:24,250 --> 00:26:26,083
‫همینجا دارمش.

493
00:26:34,125 --> 00:26:35,333
‫ندارمش.

494
00:26:36,542 --> 00:26:38,541
‫سانی؟
‫همونجاست.

495
00:26:38,542 --> 00:26:40,582
‫- حالم خوبه.
‫- حالت خوبه؟

496
00:26:40,583 --> 00:26:42,708
‫سانی؟

497
00:26:44,167 --> 00:26:45,167
‫سانی!

498
00:26:46,208 --> 00:26:47,291
‫سانی!

499
00:26:54,708 --> 00:26:56,957
‫لطفاً، لطفاً.
‫لطفاً ساکت شو، لطفاً.

500
00:27:11,250 --> 00:27:12,749
‫اونا با هم فرق دارن.

501
00:27:19,833 --> 00:27:22,916
‫سانی؟
‫سانی؟

502
00:27:22,917 --> 00:27:24,416
‫میتونی در رو باز کنی؟

503
00:27:31,750 --> 00:27:33,832
‫یه قسمت باحال داره نزدیک میشه.

504
00:27:33,833 --> 00:27:34,916
‫کِی؟

505
00:27:39,208 --> 00:27:41,124
‫وایسا، اون سانیه؟

506
00:27:41,125 --> 00:27:42,750
‫خدای من.

507
00:27:43,833 --> 00:27:45,124
‫وای، خدای من.

508
00:27:45,125 --> 00:27:47,083
‫هی، بچه ها!

509
00:27:48,708 --> 00:27:52,042
‫هی بچه ها، منم میتونم سوار شم؟

510
00:27:54,792 --> 00:27:56,417
‫داری چیکار میکنی؟

511
00:27:57,167 --> 00:27:59,166
‫رفیق، ولدون چیکار میکنی؟

512
00:27:59,167 --> 00:28:01,166
‫همینجوریش هم آشغاله.

513
00:28:01,167 --> 00:28:03,666
‫لعنتی، جوداسه.

514
00:28:03,667 --> 00:28:04,833
‫ولدون، تو برون.

515
00:28:05,792 --> 00:28:08,499
‫هی، بچه ها!
‫بچه ها، وایسید!

516
00:28:08,500 --> 00:28:10,874
‫- ولدون، برو!
‫- اینجا منطقه مدرسه‌ست.

517
00:28:10,875 --> 00:28:12,457
‫برو، فقط برو!

518
00:28:12,458 --> 00:28:13,958
‫نه، زنده برون.

519
00:28:16,167 --> 00:28:18,374
‫- بچه ها...
‫- وای خدای من، سانی!

520
00:28:18,375 --> 00:28:20,707
‫ولدون بزن کنار، داره قاطی میکنه.

521
00:28:23,292 --> 00:28:26,457
‫باشه، فقط نفس بکش.

522
00:28:26,458 --> 00:28:28,666
‫مثلاً روی یه چیزی تمرکز کن.

523
00:28:31,958 --> 00:28:33,541
‫سانی، به من نگاه کن.

524
00:28:34,792 --> 00:28:36,332
‫نفس بکش.

525
00:28:36,333 --> 00:28:38,000
‫به من نگاه کن.

526
00:28:39,000 --> 00:28:40,624
‫- به من نگاه کن.
‫- این رو بگیر.

527
00:28:40,625 --> 00:28:41,707
‫- این رو بگیر.
‫- چی؟

528
00:28:46,542 --> 00:28:48,125
‫نفس بکش.

529
00:28:49,000 --> 00:28:51,957
‫نفس های عمیق.

530
00:28:57,667 --> 00:28:59,083
‫ببخشید، بچه ها.

531
00:29:01,500 --> 00:29:02,500
‫اشکالی نداره.

532
00:29:09,500 --> 00:29:14,500
‫پس، تو فکر میکنی که مامانت
‫با یه زن دیگه عوض شده؟

533
00:29:18,500 --> 00:29:20,708
‫آره، این چیزیه که من فکر میکنم.

534
00:29:22,042 --> 00:29:24,541
‫منظورم اینه که، آوریل لوین.

535
00:29:24,542 --> 00:29:26,916
‫- نه!
‫- چی؟

536
00:29:26,917 --> 00:29:28,916
‫آوریل لوین توی یه سانحه قایق مُرد.

537
00:29:28,917 --> 00:29:30,124
‫اوهوم.

538
00:29:30,125 --> 00:29:32,624
‫شرکت موسیقیش میخواد به پول در آوردن
‫از طریق اون ادامه بده...

539
00:29:32,625 --> 00:29:35,541
‫برای همین مرگش رو مخفی کردن
‫و جاش یه بدل به اسم ملیسا آوردن...

540
00:29:35,542 --> 00:29:37,791
‫که پاچنبری داره.

541
00:29:37,792 --> 00:29:39,332
‫- تو یه احمق هستی.
‫- خیلی خب، بچه ها...

542
00:29:39,500 --> 00:29:42,000
‫اگه عکس های دیگه ای پیدا کنم
‫که اینطوری به نظر بیان...

543
00:29:42,000 --> 00:29:43,500
‫- نظرتون عوض میشه؟
‫- نه.

544
00:29:43,500 --> 00:29:47,000
‫منظورم اینه همه عکس هایی از خودشون دارن
‫که اصلاً شبیه خودشون نیست.

545
00:29:48,833 --> 00:29:49,833
‫می‌بینی؟

546
00:29:51,208 --> 00:29:52,374
‫این شبیه خودته.

547
00:29:52,375 --> 00:29:53,583
‫آره، واقعاً هم همینطوره.

548
00:29:55,042 --> 00:29:56,332
‫لعنتی، همینه‌.

549
00:30:06,917 --> 00:30:08,874
‫پس، قیافه‌ش همیشه اینطوری نبوده؟

550
00:30:11,500 --> 00:30:13,292
‫دقیقاً همونطوریه که من به یادش دارم.

551
00:30:33,750 --> 00:30:35,375
‫داری به چی فکر میکنی؟

552
00:30:39,292 --> 00:30:42,624
‫اینکه دارم کاملاً دیوونه میشم.

553
00:31:08,750 --> 00:31:10,083
‫مامان؟

554
00:31:11,667 --> 00:31:13,000
‫مامان!

555
00:31:19,000 --> 00:31:20,500
‫- هی، فوگل.
‫- رفیق، کجا بودی؟

556
00:31:20,500 --> 00:31:22,000
‫مامانم رو ندیدی، رفیق؟

557
00:31:22,000 --> 00:31:24,500
‫بیشتر از یک ساعته توی این لباس هستم.
‫چه خبر شده؟

558
00:31:24,500 --> 00:31:26,500
‫باید برم تو، وقت این کارها رو ندارم.

559
00:31:26,500 --> 00:31:27,500
‫چه خبره؟

560
00:31:27,500 --> 00:31:28,900
‫قبلاً بهت گفتم چه خبره.

561
00:31:28,900 --> 00:31:30,800
‫- باشه، دوباره بگو.
‫- تو که گوش نمیدی.

562
00:31:30,800 --> 00:31:31,800
‫- گمشو برو دیگه.
‫- آخ!

563
00:31:33,875 --> 00:31:35,583
‫هی داگا، وایسا.

564
00:31:36,292 --> 00:31:38,125
‫سانی!

565
00:31:40,625 --> 00:31:42,707
‫- رفیق، فقط یه لحظه وایسا.
‫- بکش عقب، رفیق!

566
00:31:49,292 --> 00:31:50,583
‫سانی!

567
00:32:00,375 --> 00:32:04,000
‫- هی.
‫- عزیزم، حالت خوبه؟

568
00:32:05,125 --> 00:32:07,750
‫نمیدونم بدون تو باید چیکار کنم.

569
00:32:40,667 --> 00:32:46,000
‫پس اگه اون مامانت نیست، فکر میکنی کجاست؟

570
00:32:49,500 --> 00:32:51,500
‫برای همین اینجا هستم.

571
00:32:58,000 --> 00:32:59,500
‫میدونم همینجاهاست.

572
00:33:00,000 --> 00:33:20,000


573
00:34:03,167 --> 00:34:06,417
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ با من بیا، مخفی نمیشم ♪</b></i></font>

574
00:34:07,167 --> 00:34:10,583
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ داریم به سفری میریم ♪</b></i></font>

575
00:34:11,167 --> 00:34:14,125
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ هر روز دیدار میکنیم، زمان رو می‌بینیم ♪</b></i></font>

576
00:34:15,125 --> 00:34:16,624
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ تا وقتی جوون هستیم... ♪</b></i></font>

577
00:34:16,625 --> 00:34:21,541
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ و تقریباً آزاد ♪</b></i></font>

578
00:34:21,542 --> 00:34:25,542
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ باید این پوستی رو که توش
‫زندانی هستم رها کنم ♪</b></i></font>

579
00:34:26,167 --> 00:34:32,167
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ باید این پوستی رو که توش
‫زندانی هستم رها کنم ♪</b></i></font>

580
00:34:43,333 --> 00:34:46,333
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ برنگرد، و با نفرت نگاه نکن به... ♪</b></i></font>

581
00:34:47,250 --> 00:34:50,458
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ تمام چیزهایی که فکر میکنی داریم ♪</b></i></font>

582
00:34:51,500 --> 00:34:54,583
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ برنگرد، و با نفرت نگاه نکن به... ♪</b></i></font>

583
00:34:55,333 --> 00:34:56,999
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ سرنوشت... ♪</b></i></font>

584
00:34:57,000 --> 00:35:01,999
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ همسر لوط ♪</b></i></font>

585
00:35:02,000 --> 00:35:06,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ باید این پوستی رو که توش
‫زندانی هستم رها کنم ♪</b></i></font>

586
00:35:06,500 --> 00:35:12,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ باید این پوستی رو که توش
‫زندانی هستم رها کنم ♪</b></i></font>

