﻿1
00:00:02,500 --> 00:00:03,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ آنچه گذشت ]</b></i></font>

2
00:00:03,500 --> 00:00:05,000
‫یا خدا...

3
00:00:05,750 --> 00:00:09,750
‫قبل از اینکه همه چی دیوونه وار بشه،
‫ زندگی واقعاً فوق العاده ای داشتم.

4
00:00:11,917 --> 00:00:13,292
‫همیشه انگار فقط خودمون بودیم.

5
00:00:17,250 --> 00:00:20,958
‫گفتن حدود یک هفته بیهوش بودم.

6
00:00:21,042 --> 00:00:23,000
‫سلام عزیزم، سلام.

7
00:00:24,375 --> 00:00:26,500
‫مامانم به نظر یه جوری شده، مگه نه؟

8
00:00:26,583 --> 00:00:28,750
‫انگار شبیه یه آدم کوفتی دیگه شده.

9
00:00:29,000 --> 00:00:31,000
‫داگا، تو نئشه هستی باشه؟

10
00:00:31,500 --> 00:00:33,000
‫ما یه چیزی داشتیم که...

11
00:00:33,000 --> 00:00:36,000
‫اون فقط طرز گفتن
‫«دوستت دارم» به همدیگه بود.

12
00:00:39,000 --> 00:00:43,000
‫پس، تو فکر میکنی که مامانت
‫با یه زن دیگه عوض شده؟

13
00:00:43,292 --> 00:00:45,500
‫آره، این چیزیه که من فکر میکنم.

14
00:00:48,125 --> 00:00:50,125
‫داری به چی فکر میکنی؟

15
00:00:51,667 --> 00:00:53,875
‫اینکه دارم کاملاً دیوونه میشم.

16
00:00:55,500 --> 00:00:59,000
‫باشه، پس بعد از مهمونی رقص
‫چه اتفاقی افتاد؟

17
00:00:59,000 --> 00:01:02,500
‫بعد از مهمونی رقص، تقریباً تمام آخر هفته رو
‫توی اتاقم قایم شده بودم.

18
00:01:07,875 --> 00:01:10,000
‫اصلاً نمیدونستم باید چیکار کنم.

19
00:01:10,500 --> 00:01:19,500


20
00:01:20,000 --> 00:01:25,500
‫داشتم عقلم رو از دست میدادم فقط چون،
‫میدونی، هیچکس حرفم رو باور نکرده بود.

21
00:01:27,708 --> 00:01:28,708
‫به جز...

22
00:01:30,708 --> 00:01:31,917
‫ولدون.

23
00:01:34,042 --> 00:01:35,875
‫ولی آره، این کمکی نمیکرد.

24
00:01:42,000 --> 00:01:49,000


25
00:01:55,417 --> 00:01:57,625
‫خیلی خب، آماده رفتن.

26
00:02:03,542 --> 00:02:04,750
‫لازم نیست.

27
00:02:11,667 --> 00:02:13,292
‫کل آخر هفته با این وضع.

28
00:02:13,375 --> 00:02:14,542
‫چه اتفاقی داره میفته؟

29
00:02:14,625 --> 00:02:16,833
‫حالم خوبه، من نمیخوام...

30
00:02:16,917 --> 00:02:18,542
‫فقط میخوام به مدرسه برم.

31
00:02:18,625 --> 00:02:20,125
‫فکر کنم برای من عالی باشه.

32
00:02:28,333 --> 00:02:30,875
‫این ماشین تا وقتی که
‫با من حرف بزنی تکون نمیخوره.

33
00:02:42,292 --> 00:02:44,708
‫بچه های کلاس رانندگی
‫به این ماشین احتیاج ندارن؟

34
00:02:44,792 --> 00:02:47,667
‫لعنتی.

35
00:02:50,500 --> 00:02:52,000
‫- پات روی ترمزه‌.
‫- وایسا، چی؟

36
00:02:52,000 --> 00:02:53,000
‫ترمز دوم.

37
00:02:53,000 --> 00:02:54,500
‫- پات رو از روی ترمز بردار.
‫- ببخشید.

38
00:02:56,000 --> 00:03:00,000
<font color="#dcd2c8"><i><b>‫[ جعلی ]
‫[ فصل اول : قسمت دوم ]</b></i></font>

39
00:03:01,500 --> 00:03:05,000
‫آره، توی مدرسه کلی آدم از شهر بودن
‫که مامانم رو میشناختن.

40
00:03:05,000 --> 00:03:07,900
‫و من امیدوار بودم کسی متوجه تفاوتی بشه.

41
00:03:07,900 --> 00:03:10,000
‫میدونی، اونا برای روز مشاغل اونجا بودن...

42
00:03:10,000 --> 00:03:11,292
‫آره، میدونم روز مشاغل چیه.

43
00:03:11,375 --> 00:03:13,917
‫- آره، پدر و مادرها میان و...
‫- میدونم.

44
00:03:14,000 --> 00:03:15,500
‫- مال!
‫- برای بچه ها حرف میزنن، آره.

45
00:03:15,500 --> 00:03:17,000
‫هی، داری چیکار میکنی؟
‫بیا بریم داخل.

46
00:03:17,000 --> 00:03:18,100
‫باید منتظر سانی بمونیم.

47
00:03:18,100 --> 00:03:19,700
‫اگه بهمون نیاز داشته باشه پیدامون میکنه.

48
00:03:19,700 --> 00:03:20,700
‫- مال!
‫- یالا، بذار...

49
00:03:20,700 --> 00:03:22,700
‫نه، باشه.
‫داریم یه گروه میسازیم، سه نفر یه گروهه.

50
00:03:22,700 --> 00:03:24,000
‫مال، مال.

51
00:03:24,000 --> 00:03:27,500
‫- عزیزم، میتونی بیای با این بهم کمک کنی؟
‫- اوه، نه.

52
00:03:27,833 --> 00:03:30,458
‫بفرما، ممنون.

53
00:03:30,500 --> 00:03:32,000
‫بیا، میتونی این رو یه لحظه نگه داری؟

54
00:03:32,042 --> 00:03:33,083
‫لطفاً؟
‫ممنون.

55
00:03:33,167 --> 00:03:34,583
‫من میرم دونات ها رو بیارم!

56
00:03:35,958 --> 00:03:37,167
‫لعنتی!

57
00:03:39,083 --> 00:03:40,083
‫آخ.

58
00:03:46,000 --> 00:03:49,458
‫اون توی تخت مامانم خوابید.
‫لباس های اون رو پوشید.

59
00:03:49,542 --> 00:03:53,333
‫غذای لعنتی ما رو
‫از توی انباری خورد، انگار...

60
00:03:53,500 --> 00:03:55,500
‫و احتمالاً اون تنها کسیه که میدونه...

61
00:03:55,500 --> 00:03:57,500
‫- کی میدونه چه بلایی سر مامانت اومده.
‫- دقیقاً!

62
00:03:57,500 --> 00:04:01,500
‫وای لعنتی، خدای من!
‫من، واقعاً متاسفم سایمون.

63
00:04:01,500 --> 00:04:03,500
‫تو عالی هستی، من این رو جبران میکنم...

64
00:04:03,500 --> 00:04:04,500
‫قول میدم، باشه رفیق؟

65
00:04:04,500 --> 00:04:06,000
‫بفرما، من میرم سرایدار رو صدا کنم.

66
00:04:06,125 --> 00:04:07,750
‫من پولش رو میدم، باشه؟

67
00:04:08,208 --> 00:04:10,208
‫لعنتی، نمیتونم این کار رو بکنم.

68
00:04:11,083 --> 00:04:12,917
‫نمیتونم دوباره با اون به خونه برگردم، باشه؟

69
00:04:13,000 --> 00:04:15,042
‫این قضیه باید تموم بشه.

70
00:04:15,125 --> 00:04:16,375
‫باشه؟
‫مثلاً، همین امروز.

71
00:04:16,458 --> 00:04:18,500
‫داری چی میگی؟
‫میخوای بکشیش؟!

72
00:04:18,958 --> 00:04:20,791
‫چی؟ نه!

73
00:04:20,875 --> 00:04:23,792
‫نه، اصلاً و ابداً.
‫من کمک لازم دارم.

74
00:04:24,000 --> 00:04:26,000
‫یه کمک واقعی، مثلاً پلیس.

75
00:04:26,000 --> 00:04:28,000
‫فکر کنم یه افسر پلیس توی روز مشاغل باشه...

76
00:04:28,000 --> 00:04:31,000
‫- جدی؟
‫- تو مدرک نداری، پس اون هیچ کاری نمیکنه.

77
00:04:31,000 --> 00:04:32,000
‫برام مهم نیست، بزن بریم!

78
00:04:32,250 --> 00:04:35,417
‫سانی کوک، لطفاً به دفتر مشاوره بیا.

79
00:04:39,625 --> 00:04:41,833
‫منظورم اینه، شاید درباره یه چیز دیگه باشه.

80
00:04:54,750 --> 00:04:56,833
‫این، مثلاً پیشنهاد خودش بود؟

81
00:04:56,917 --> 00:04:58,375
‫مامانت؟

82
00:04:58,458 --> 00:04:59,458
‫آره.

83
00:04:59,542 --> 00:05:01,542
‫هر وقت بین دو دانش آموز اختلافی پیش بیاد...

84
00:05:01,625 --> 00:05:05,167
‫یا خانم مینارد یا خودم میشینیم
‫و باهاشون صحبت میکنیم.

85
00:05:05,500 --> 00:05:06,500
‫چیز مهمی نیست.

86
00:05:06,500 --> 00:05:13,500
‫از نظر فنی، سانی بعد از رقص عذرخواهی کرد،
‫پس میدونید، همه چی رو به راهه.

87
00:05:13,500 --> 00:05:14,500
‫آره.

88
00:05:20,833 --> 00:05:22,833
‫مردهایی مثل ما...

89
00:05:22,917 --> 00:05:23,917
‫میدونی...

90
00:05:25,042 --> 00:05:26,042
‫«مردهای خوب»...

91
00:05:26,875 --> 00:05:28,875
‫- اوهوم.
‫- برای گفتن این چیزها پاداشی نمیگیریم...

92
00:05:28,958 --> 00:05:31,167
‫چیزی که واقعاً داریم
‫حس میکنیم یا تجربه میکنیم.

93
00:05:32,667 --> 00:05:33,667
‫درسته؟

94
00:05:36,000 --> 00:05:37,500
‫منظورم اینه که، هنوز هم حس میکنی...

95
00:05:39,000 --> 00:05:41,500
‫میدونی مثلاً، نسبت به اینکه
‫مامانت تغییر کرده پارانویا داری؟

96
00:05:44,500 --> 00:05:46,000
‫نه، چون داشتم شوخی میکردم.

97
00:05:46,000 --> 00:05:48,000
‫رفیق، منظورم اینه که بس کن،
‫اون یه روانشناسه.

98
00:05:48,250 --> 00:05:49,625
‫میتونی راحت باهاش حرف بزنی.

99
00:05:49,708 --> 00:05:51,042
‫به نظر شوخی خیلی عجیبی میاد.

100
00:05:52,000 --> 00:05:54,600
‫منظورم اینه که به طور خوبی عجیبه.
‫من شوخی های عجیب رو دوست دارم.

101
00:05:54,625 --> 00:05:57,708
‫میخوای شوخی رو برام تعریف کنی؟

102
00:05:59,542 --> 00:06:00,958
‫باید برم.

103
00:06:06,083 --> 00:06:07,292
‫میخوای آلبومم رو گوش کنی؟

104
00:06:08,417 --> 00:06:09,750
‫آلبوم؟

105
00:06:11,000 --> 00:06:12,800
‫باید به پلیسه بگیم، اون بالاخره میفهمه.

106
00:06:12,875 --> 00:06:14,708
‫- چطوری؟
‫- جیسون لعنتی میدونه.

107
00:06:14,792 --> 00:06:16,417
‫آقای چانگ، باشه؟
‫اون بهش میگه.

108
00:06:16,500 --> 00:06:17,958
‫به مشاور مدرسه گفتی؟

109
00:06:18,042 --> 00:06:19,042
‫نه، فوگل گفت.

110
00:06:19,125 --> 00:06:20,875
‫- فوگل کیه؟
‫- دوستمه‌.

111
00:06:20,958 --> 00:06:22,333
‫صمیمی ترین دوستت؟
‫چجور آدمیه؟

112
00:06:22,500 --> 00:06:24,000
‫«چجور آدمیه؟»
‫نمیدونم.

113
00:06:24,000 --> 00:06:25,500
‫تغییراتش رو توی اون نمی‌بینه.

114
00:06:25,500 --> 00:06:27,500
‫خب، پس خیلی قابل اعتماد نیست.

115
00:06:27,500 --> 00:06:29,000
‫- باشه، رفیق!
‫- چی؟

116
00:06:29,000 --> 00:06:31,200
‫ببین، نمیتونی پیش پلیس بری.
‫باورت نمیکنن.

117
00:06:31,250 --> 00:06:32,375
‫من یه کارآگاه خصوصی میشناسم.

118
00:06:35,375 --> 00:06:37,000
‫- چی؟
‫- یه...

119
00:06:37,083 --> 00:06:38,417
‫یه کارآگاه خصوصی.

120
00:06:40,125 --> 00:06:41,333
‫چطور میشناسیش؟

121
00:06:41,500 --> 00:06:43,000
‫از انجمن محلی میشناسمش.

122
00:06:43,000 --> 00:06:45,000
‫همون جاییه که مردم کود گیاهی میفروشن؟

123
00:06:45,167 --> 00:06:47,750
‫یه انجمن عمومیه، اون شلوغش میکنه.

124
00:06:47,833 --> 00:06:49,292
‫اون اهل دانش های جایگزینه.

125
00:06:49,375 --> 00:06:51,292
‫پس موجودات ناشناخته، نظم جهانی واحد...

126
00:06:51,375 --> 00:06:53,000
‫- پوست کن ها...
‫- خیلی خب، باشه.

127
00:06:53,083 --> 00:06:55,125
‫ممنون، باید برم پلیس واقعی رو پیدا کنم.

128
00:07:00,375 --> 00:07:03,000
‫گوش کن، اینا آخرین صندلی ها
‫برای روز مشاغل هستن...

129
00:07:03,000 --> 00:07:05,500
‫چون خانم برژرون یه مشت زن تصادفی آورده.

130
00:07:05,708 --> 00:07:07,333
‫اونا کارمندهاش هستن، ایتن.

131
00:07:07,417 --> 00:07:09,208
‫بوی آبجو میدن.

132
00:07:10,000 --> 00:07:11,400
‫لعنتی، اون دوست دخترمه.

133
00:07:11,400 --> 00:07:12,500
‫اون هیچی نمیدونه.

134
00:07:12,500 --> 00:07:14,600
‫- چرا بهش نمیگی؟
‫- نمیخوام وحشت کنه.

135
00:07:15,625 --> 00:07:17,792
‫- بوبو، سلام!
‫- سلام بوبو، چطوری؟

136
00:07:17,875 --> 00:07:20,167
‫- من حالم خوبه، تو چطوری؟
‫- منم حالم خوبه، خیلی خوب.

137
00:07:20,250 --> 00:07:21,417
‫کل آخر هفته کجا بودی؟

138
00:07:21,500 --> 00:07:23,000
‫خب، اون گوشیش همراش نیست.

139
00:07:23,000 --> 00:07:25,625
‫آره گوشیم، میدونی...
‫گوشیم همراهم نیست.

140
00:07:25,708 --> 00:07:26,750
‫اوه.

141
00:07:27,417 --> 00:07:28,750
‫این ولدونه، شرمنده.

142
00:07:28,833 --> 00:07:32,167
‫- فکر کنم توی سالن مطالعه با هم بودیم.
‫- جدی؟

143
00:07:32,250 --> 00:07:35,125
‫من گفتم ترموستات رو پایین بیارن
‫چون گفتی زود گرمت میشه.

144
00:07:35,208 --> 00:07:37,125
‫- اوه آره، سلام.
‫- سلام.

145
00:07:39,000 --> 00:07:42,000
‫وای، همین الان دو تا کلاس رو از دست دادم...

146
00:07:42,000 --> 00:07:44,000
‫- ایرادی نداره.
‫- مشکلی نیست برو، تو...

147
00:07:44,000 --> 00:07:45,300
‫- من حواسم بهش هست.
‫- باشه.

148
00:07:45,300 --> 00:07:46,300
‫سر کلاست برو.

149
00:07:46,333 --> 00:07:49,125
‫- هی، من فقط داشتم...
‫- اوم، میتونیم بیرون حرف بزنیم؟

150
00:07:49,833 --> 00:07:51,167
‫- آره، ما فقط...
‫- باشه.

151
00:07:51,250 --> 00:07:52,292
‫همه چی رو به راهه؟

152
00:07:52,375 --> 00:07:54,375
‫فقط میخواستم یه چیزی برات بخونم.

153
00:07:54,500 --> 00:07:55,500
‫وای، خدای من!

154
00:07:55,500 --> 00:07:57,500
‫ببخشید، خوندن از روی یادداشت هام
‫خیلی خجالت آوره.

155
00:07:57,667 --> 00:07:58,958
‫سانی...

156
00:07:59,000 --> 00:08:02,500
‫عروسی ها و عزاها تنها مواقعی هستن
‫که آدم ها حس واقعیشون رو میگن.

157
00:08:02,500 --> 00:08:06,500
‫ولی تو داشتی توی ماشین کشته میشدی،
‫و من خودم رو مقصر میدونم...

158
00:08:06,500 --> 00:08:09,000
‫چون داشتی به سمت خونه من میومدی
‫تا با هم بتونیم...

159
00:08:10,167 --> 00:08:11,208
‫میدونی.

160
00:08:11,292 --> 00:08:13,417
‫اول از همه، فکر میکنم که
‫ما خیلی شبیه هم هستیم...

161
00:08:13,500 --> 00:08:15,917
‫چون هر دومون روح های قدیمی
‫و آدم عجایب مخفی هستیم.

162
00:08:16,000 --> 00:08:17,500
‫- اوه.
‫- به همراه مامانت...

163
00:08:17,500 --> 00:08:20,500
‫میخوام تکیه گاهت باشم تا...

164
00:08:20,500 --> 00:08:22,500
‫اوه، جالبه!
‫مامانت همین الان بهم پیام داد.

165
00:08:22,500 --> 00:08:24,000
‫داشتم همین الان در موردش حرف میزدم.

166
00:08:24,000 --> 00:08:25,000
‫وایسا، چی؟

167
00:08:25,000 --> 00:08:26,600
‫آره، میخواد بدونه کجا هستی.

168
00:08:27,000 --> 00:08:29,500
‫خب، بهش بگو من اینجا نیستم.
‫در واقع همین الان دارم بیرون میرم.

169
00:08:29,500 --> 00:08:31,000
‫وایسا، الان داری چی تایپ میکنی؟

170
00:08:31,000 --> 00:08:32,500
‫آه، همین الان داره به اینجا میاد.

171
00:08:32,500 --> 00:08:34,000
‫خیلی خب، من...

172
00:08:34,000 --> 00:08:35,500
‫چیزهایی که داری میگی خیلی قشنگه.

173
00:08:35,500 --> 00:08:40,000
‫واقعاً ممنونم که هوام رو داری،
‫ولی واقعاً باید برم، و حس میکنم باید...

174
00:08:40,000 --> 00:08:42,100
‫یه وقت دیگه رو پیدا کنیم
‫که در این مورد حرف بزنیم...

175
00:08:42,100 --> 00:08:43,300
‫- باشه!
‫- خیلی خوشگل شدی.

176
00:08:46,500 --> 00:08:47,500
‫هی، صبح بخیر آقای مأمور.

177
00:08:47,500 --> 00:08:49,200
‫یه سؤال کوچیک ازت دارم، باشه؟

178
00:08:49,250 --> 00:08:50,958
‫- من فقط داشتم...
‫- خوشحالم می‌بینمت.

179
00:08:52,000 --> 00:08:53,000
‫اوه، ممنون.

180
00:08:53,000 --> 00:08:56,500
‫مامانت گفت حالت بهتر شده،
‫ولی این خیلی تغییر بزرگیه.

181
00:08:56,542 --> 00:08:59,667
‫باهاش از موقع بعد از تصادف حرف زدی؟

182
00:08:59,750 --> 00:09:00,958
‫- مامانت؟
‫- آره.

183
00:09:01,000 --> 00:09:03,500
‫آره رفیق، با در نظر گرفتن همه چی،
‫با توجه به تصادفت...

184
00:09:03,500 --> 00:09:05,500
‫و سرقت از خونه‌تون، فکر میکنم اون...

185
00:09:05,500 --> 00:09:07,200
‫- واقعاً عالی داره عمل میکنه.
‫- وایسا، سرقت؟

186
00:09:07,200 --> 00:09:08,800
‫سرقت از خونه‌مون؟
‫از خونه‌مون دزدی شده؟

187
00:09:08,800 --> 00:09:10,300
‫آره، وقتی توی بیمارستان بودی.

188
00:09:11,000 --> 00:09:13,000
‫اوه، شاید مامانت نمیخواسته بهت استرس بده.

189
00:09:13,000 --> 00:09:15,000
‫اصلاً اتفاقی میدونی، مثلاً کی دزدی کرده و...

190
00:09:15,000 --> 00:09:17,500
‫شاید بهتره این رو بهش نگی.
‫فقط بین خودمون بمونه.

191
00:09:17,500 --> 00:09:19,000
‫نباید نگران این موضوع باشی.

192
00:09:19,000 --> 00:09:21,000
‫اون فکر میکنه کار چند تا بچه‌ست
‫که دارن شوخی میکنن.

193
00:09:21,000 --> 00:09:23,200
‫این چیزیه که اون فکر میکنه،
‫یا تو هم همین فکر رو میکنی؟

194
00:09:23,200 --> 00:09:24,500
‫تو پلیس هستی، خودت که میدونی؟

195
00:09:24,583 --> 00:09:25,917
‫آره.

196
00:09:26,458 --> 00:09:28,083
‫کار دیگه ای هست که برات انجام بدم؟

197
00:09:28,542 --> 00:09:29,750
‫اوم...

198
00:09:31,000 --> 00:09:32,500
‫فقط یه خودکار برمیدارم...

199
00:09:32,792 --> 00:09:33,875
‫ممنون، اوه!

200
00:09:33,958 --> 00:09:35,292
‫اوه، آره.

201
00:09:35,375 --> 00:09:37,333
‫بابتش معذرت میخوام، شرمنده.

202
00:09:37,417 --> 00:09:38,833
‫ممنونم، خیلی ممنون.

203
00:09:40,042 --> 00:09:43,500
‫باهاشون صحبت کردم، و تقریباً حل شده.

204
00:09:43,500 --> 00:09:45,000
‫فرقی نمیکنه که حل شده باشه یا نه.

205
00:09:45,000 --> 00:09:48,500
‫سانی بدون دلیل فوگل رو توی رقص هل داد،
‫و برای همین، باید تعلیق بشه.

206
00:09:48,500 --> 00:09:51,000
‫با تمام احترام، مارک،
‫این در حیطه وظایف تو نیست.

207
00:09:51,000 --> 00:09:53,000
‫این دقیقاً شغل منه.

208
00:09:53,000 --> 00:09:55,000
‫معاون مدرسه به انضباط
‫دانش آموزها رسیدگی میکنه.

209
00:09:55,000 --> 00:09:57,375
‫- در حیطه وظایف اون نیست.
‫- این یه مورد خاصه، مارک.

210
00:09:57,458 --> 00:10:00,125
‫ما سیاست صفر تحمل داریم، اون این رو نوشته.

211
00:10:00,208 --> 00:10:01,250
‫من نوشتمش.

212
00:10:01,708 --> 00:10:02,833
‫میدونم چی نوشته شده.

213
00:10:03,000 --> 00:10:07,500
‫و من کاملاً از عهده رسیدگی به پسرم بر میام.

214
00:10:07,500 --> 00:10:12,000
‫مطمئنم درک میکنی که این دوران واقعاً سختیه،
‫به ویژه برای الن.

215
00:10:12,000 --> 00:10:13,500
‫- نه، من...
‫- باشه؟

216
00:10:13,500 --> 00:10:15,500
‫ولی نکته خوبش اینه که...

217
00:10:15,500 --> 00:10:17,000
‫فکر کنم اینجا هدف مشترکی داریم.

218
00:10:17,000 --> 00:10:18,000
‫که چی هست؟

219
00:10:20,000 --> 00:10:25,500
‫سلامت، و ایمنی همه دانش آموزها.

220
00:10:25,500 --> 00:10:27,500
‫و من و تو میتونیم...

221
00:10:27,500 --> 00:10:29,000
‫میتونیم بعداً با هم جلسه بذاریم.

222
00:10:29,000 --> 00:10:32,000
‫من خودم اون رو آوردم،
‫و ترجیح میدم هیچکدومش رو مصرف نکنی.

223
00:10:32,917 --> 00:10:33,917
‫قهوه رو؟

224
00:10:35,583 --> 00:10:37,083
‫آره.

225
00:10:39,750 --> 00:10:40,750
‫اون...

226
00:10:41,250 --> 00:10:43,083
‫باشه، باشه.

227
00:10:43,667 --> 00:10:45,667
‫اون، فکر کردم...

228
00:10:45,750 --> 00:10:47,750
‫کسی قهوه میخواد؟
‫مارک آورده.

229
00:10:52,000 --> 00:10:53,000
‫هی.

230
00:10:54,833 --> 00:10:58,042
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ بذار آسمون و زمین اسمش رو ستایش کنن ♪</b></i></font>

231
00:10:58,125 --> 00:11:00,458
‫مالوری!
‫مالوری، میتونی...؟

232
00:11:02,292 --> 00:11:03,292
‫چی میخوای؟

233
00:11:03,375 --> 00:11:05,500
‫خب، بچه ها مدام دنبال
‫دستمال کاغذی میگردن...

234
00:11:05,500 --> 00:11:08,300
‫و اگه چند تا داشتم، راحت تر میتونستم
‫کارت های دعا رو بهشون بدم...

235
00:11:08,300 --> 00:11:10,100
‫نباید با غذا به بچه ها رشوه بدی.

236
00:11:10,100 --> 00:11:12,100
‫در اصل قراره خودشون
‫بخوان باهات صحبت کنن.

237
00:11:12,100 --> 00:11:14,900
‫میشه چند تا دستمال کاغذی اضافی
‫از دستشویی برام بیاری؟

238
00:11:14,917 --> 00:11:16,917
‫من عملاً الان سر کلاس هستم.

239
00:11:17,000 --> 00:11:18,208
‫این برای سالنامه‌ست.

240
00:11:18,500 --> 00:11:21,500
‫بیخیال، دستشویی دو قدم اون طرف تره،
‫و من توی یه گوشه هستم.

241
00:11:21,750 --> 00:11:23,667
‫اوم، اشکالی نداره یکی بردارم؟

242
00:11:23,750 --> 00:11:25,417
‫یعنی، آره.
‫البته، آره!

243
00:11:25,500 --> 00:11:27,917
‫میدونی، اصلاً فشاری نیست...

244
00:11:28,000 --> 00:11:30,958
‫ولی اگه سؤالی داری،
‫اوم، درباره کار کردن توی کلیسا...

245
00:11:31,042 --> 00:11:33,083
‫- یا ایمان...
‫- هی شاول، رفیق!

246
00:11:33,167 --> 00:11:34,708
‫- چه خبر؟
‫- چطوری رفیق؟

247
00:11:34,792 --> 00:11:36,542
‫اوه، این بلو رزه؟

248
00:11:36,625 --> 00:11:38,208
‫- بلوبری.
‫- آه!

249
00:11:38,292 --> 00:11:39,500
‫اشکالی نداره یکی دیگه بردارم؟

250
00:11:39,500 --> 00:11:41,500
‫حتماً، بردار.
‫ولی بیا، این رو نگاه کن.

251
00:11:41,500 --> 00:11:43,500
‫عالیه، دستمال کاغذی داری؟

252
00:11:43,500 --> 00:11:46,000
‫نه، من دستمال کاغذی ندارم.

253
00:11:46,000 --> 00:11:47,500
‫میشه برای منم چند تا دستمال بگیری؟

254
00:11:47,500 --> 00:11:49,500
‫کلاس دارم رفیق، بابت دونات ها ممنون.

255
00:11:49,500 --> 00:11:51,000
‫مواظب خودت باش.

256
00:11:51,000 --> 00:11:54,000
‫بابا، میشه لطفاً همین الان بری؟

257
00:11:54,000 --> 00:11:56,500
‫هیچکس این رو جدی نمیگیره.
‫دارن بهت میخندن!

258
00:11:56,500 --> 00:12:00,500
‫اگه بتونم امروز حتی روی
‫یه نفر تأثیر بذارم، ارزشش رو داره.

259
00:12:00,583 --> 00:12:04,375
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ بذار آسمون و زمین اسمش رو ستایش کنن ♪</b></i></font>

260
00:12:04,458 --> 00:12:06,750
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ بذار آسمون و زمین ستایش کنن... ♪</b></i></font>

261
00:12:18,000 --> 00:12:19,000
‫سلام.

262
00:12:19,333 --> 00:12:20,333
‫سلام.

263
00:12:20,417 --> 00:12:22,250
‫حالت خوبه؟ چی...

264
00:12:22,333 --> 00:12:23,542
‫اینا چی هستن؟

265
00:12:24,542 --> 00:12:25,750
‫خودم جمعشون میکنم.

266
00:12:29,667 --> 00:12:32,500
‫هی، مامانم باهات حرفی نزده،
‫مثلاً چیزی گفته؟

267
00:12:32,583 --> 00:12:37,000
‫مثلاً خواسته باشه، حواسش بهم باشه؟

268
00:12:39,500 --> 00:12:42,000
‫فکر کردم مامانت نیست.

269
00:12:44,292 --> 00:12:47,000
‫اوم، «خدمات پرونده های باز».

270
00:12:47,083 --> 00:12:49,083
‫- «تعرفه های مناسب».
‫- دو ستاره.

271
00:12:49,167 --> 00:12:50,500
‫اون یکی چهار ستاره داره.

272
00:12:50,583 --> 00:12:52,667
‫وای، ولی کلی کارآگاه خصوصی هست.

273
00:12:53,000 --> 00:12:56,000
‫خدای من، این خیلی از اون زن بیگانه
‫که ولدون میگفت بهتره.

274
00:12:56,417 --> 00:12:58,042
‫به نظرم باید با مامانت حرف بزنی.

275
00:12:58,125 --> 00:12:59,125
‫بهش بگی چه خبره.

276
00:13:00,125 --> 00:13:01,333
‫هاها.

277
00:13:01,958 --> 00:13:03,958
‫آره، جدی میگم.

278
00:13:04,042 --> 00:13:06,417
‫اوه، وبسایت این یارو خیلی عجیبه.

279
00:13:06,958 --> 00:13:08,917
‫«مشاوره رایگان ۲۴ ساعته»؟

280
00:13:09,000 --> 00:13:11,500
‫همینطور تمام شب منتظر میمونه
‫تا مردم کلیک کنن...

281
00:13:11,500 --> 00:13:13,500
‫- لعنتی، بیا این یکی.
‫- روش کلیک نکن!

282
00:13:13,500 --> 00:13:15,000
‫چرا؟ برای همین اینجا هستیم دیگه.

283
00:13:15,000 --> 00:13:16,583
‫ریک دیویس، کارآگاه خصوصی و محضردار.

284
00:13:16,667 --> 00:13:17,667
‫با کی صحبت میکنم؟

285
00:13:17,750 --> 00:13:21,042
‫اوه، هی...
‫فقط، یک ثانیه...

286
00:13:25,708 --> 00:13:26,917
‫اوم...

287
00:13:27,000 --> 00:13:29,000
‫سلام، حالت چطوره؟
‫اسم من سانی کوکه‌.

288
00:13:29,083 --> 00:13:30,083
‫رفیق!

289
00:13:30,167 --> 00:13:31,167
‫چیه؟

290
00:13:32,208 --> 00:13:33,417
‫باید دوربین رو روشن کنی.

291
00:13:33,500 --> 00:13:35,125
‫این کامپیوتر دوربین نداره.

292
00:13:35,208 --> 00:13:37,458
‫اوم، ولی ما چند تا سؤال داریم.

293
00:13:37,542 --> 00:13:40,250
‫شبیه یه مشت بچه هستید، این یه شوخیه؟

294
00:13:40,500 --> 00:13:41,500
‫اصلاً و ابداً، ما...

295
00:13:41,750 --> 00:13:43,958
‫ما درگیر یه پرونده فرد گمشده هستیم.

296
00:13:45,625 --> 00:13:47,458
‫- عکسی ازش دارید؟
‫- آره.

297
00:13:48,000 --> 00:13:49,500
‫دوربینی در کار نیست، نمیتونه ببینه.

298
00:13:49,500 --> 00:13:54,000
‫ببخشید، برات میفرستیمش.
‫ولی، فقط یکم کوچیک و تاره.

299
00:13:54,000 --> 00:13:55,000
‫چند وقته ناپدید شده؟

300
00:13:55,000 --> 00:13:57,000
‫من تصادف کرده بودم، خب؟

301
00:13:57,000 --> 00:14:00,500
‫و وقتی بیمارستان بودم،
‫از خونه‌مون سرقت شد...

302
00:14:00,500 --> 00:14:02,700
‫فکر کنم اون موقع بود که
‫شاید اتفاقی براش افتاده.

303
00:14:02,750 --> 00:14:04,083
‫به نظر خیلی جدی میاد.

304
00:14:04,708 --> 00:14:06,625
‫آره، ممنون.

305
00:14:07,458 --> 00:14:08,667
‫خب...

306
00:14:09,500 --> 00:14:13,000
‫اوم، تنها مسئله اینه که من تنها کسی هستم
‫که فکر میکنه اون گم شده.

307
00:14:13,917 --> 00:14:14,917
‫چرا؟

308
00:14:15,000 --> 00:14:19,000
‫خب، چون یه نفر دیگه هست
‫که داره وانمود میکنه...

309
00:14:19,250 --> 00:14:20,333
‫که اون باشه.

310
00:14:20,958 --> 00:14:24,375
‫خب، تو چطور با همچین
‫وضعیتی برخورد میکنی؟

311
00:14:30,958 --> 00:14:33,292
‫خروج بی صدا از چت!

312
00:14:33,375 --> 00:14:34,458
‫فوق العاده بود.

313
00:14:37,417 --> 00:14:39,417
‫ببخشید رفیق، ببخشید.

314
00:14:39,500 --> 00:14:43,125
‫این، میتونیم این رو بزرگ ترش کنیم؟
‫بهترش کنیم؟

315
00:14:44,250 --> 00:14:46,250
‫آره، میتونم این کار رو بکنم.

316
00:14:46,500 --> 00:14:53,000
‫وقتی با سانی و فوگل حرف زدی،
‫چیز خاصی درباره اون تصادف گفت؟

317
00:14:53,125 --> 00:14:56,125
‫یا... من؟

318
00:15:01,333 --> 00:15:02,958
‫نمیتونم.

319
00:15:03,000 --> 00:15:05,500
‫اینجا فضای محرمانه‌ست، مگه نه؟

320
00:15:05,500 --> 00:15:07,000
‫نه، میدونم.

321
00:15:07,167 --> 00:15:09,042
‫فقط خیلی نگرانش هستم...

322
00:15:09,125 --> 00:15:12,417
‫چون باهام حرف نمیزنه.
‫برای همين، میدونی.

323
00:15:12,500 --> 00:15:14,125
‫- من باهاش حرف میزنم.
‫- عالیه.

324
00:15:14,208 --> 00:15:17,500
‫و اگه چیزی پیش اومد که
‫به نظرم مهم بود، بهت خبر میدم.

325
00:15:19,500 --> 00:15:21,000
‫اسنپ چتت میکنم.

326
00:15:22,833 --> 00:15:25,042
‫تغییری توی موهات دادی؟

327
00:15:27,000 --> 00:15:28,000
‫نه.

328
00:15:29,000 --> 00:15:31,200
‫به نظرم وقتی بزرگش میکنی،
‫تارتر هم دیده میشه.

329
00:15:31,292 --> 00:15:34,208
‫- میتونی، مثلاً کیفیتش رو بالا ببری یا...؟
‫- آره.

330
00:15:34,292 --> 00:15:36,917
‫- میتونی، مثلاً محوش کنی تا...
‫- اوم...

331
00:15:37,417 --> 00:15:41,042
‫راست خودش.
‫باشه، این نمیشه...

332
00:15:43,000 --> 00:15:46,500
‫- این مثلاً شکل نهاییشه، یا...؟
‫- اوم.

333
00:15:50,875 --> 00:15:53,375
‫- هست، نه اشکالی نداره.
‫- لعنتی! واقعاً متأسفم، نه.

334
00:15:53,458 --> 00:15:55,833
‫- اشکالی نداره.
‫- نه، خیلی بده.

335
00:15:55,917 --> 00:15:57,708
‫نه، کاملاً خوبه.
‫کاملاً خوبه، این...

336
00:15:57,792 --> 00:15:59,417
‫- من هنوز دارم یاد میگیرم.
‫- آره، آره.

337
00:15:59,500 --> 00:16:01,250
‫- خوبه.
‫- پس یعنی، این یکی رو چاپ کنم؟

338
00:16:01,333 --> 00:16:03,417
‫- آره.
‫- و چاپ.

339
00:16:04,292 --> 00:16:06,292
‫چیزی درباره من از کسی شنیدی؟

340
00:16:06,375 --> 00:16:07,833
‫منظورت چیه؟

341
00:16:08,500 --> 00:16:14,000
‫هیچی، فقط...
‫اگه میدونی، حرف های چرتی باشه.

342
00:16:14,375 --> 00:16:16,125
‫مردم حرف میزنن.

343
00:16:17,458 --> 00:16:19,375
‫فقط قضیه اینه که، میدونی...

344
00:16:19,458 --> 00:16:22,667
‫پدرم خیلی مایه آبرو ریزی بوده، پس...

345
00:16:25,083 --> 00:16:27,250
‫نه نشنیدم، هیچی نشنیدم.

346
00:16:27,333 --> 00:16:29,625
‫وای لعنتی، اینا داره به دفتر اصلی چاپ میشه.

347
00:16:29,708 --> 00:16:30,917
‫وایسا، چی؟

348
00:16:49,167 --> 00:16:50,167
‫میتونیم حرف بزنیم؟

349
00:16:52,000 --> 00:16:59,000


350
00:17:00,750 --> 00:17:01,833
‫اینا برای چی هستن؟

351
00:17:03,333 --> 00:17:06,083
‫هیچی، میخواستم ازش کپی بگیرم...

352
00:17:06,166 --> 00:17:08,416
‫از کارت کاستکوش،
‫تا توی کاستکو ازش استفاده کنم.

353
00:17:08,500 --> 00:17:10,166
‫ولی خیلی بزرگ چاپ شد.

354
00:17:10,250 --> 00:17:11,875
‫چون فکر میکنی رفتارش یه جوری شده؟

355
00:17:12,000 --> 00:17:13,500
‫این رو به فوگل گفتی، مگه نه؟

356
00:17:13,500 --> 00:17:15,500
‫همینطوری داشتیم...
‫فقط، داشتیم درباره...

357
00:17:16,916 --> 00:17:19,833
‫یه چیز خنده دار حرف میزدیم.

358
00:17:23,916 --> 00:17:26,750
‫راستش منم تا حدی احساس میکنم فرق کرده.

359
00:17:29,792 --> 00:17:30,875
‫جدی؟

360
00:17:32,125 --> 00:17:33,333
‫آره.

361
00:17:35,250 --> 00:17:36,458
‫آره.

362
00:17:38,250 --> 00:17:39,583
‫مامان ها، رفیق.

363
00:17:43,792 --> 00:17:45,792
‫میدونی، وقتی بچه هستیم،
‫ازمون محافظت میکنن...

364
00:17:45,875 --> 00:17:46,875
‫هی، سانی!

365
00:17:46,958 --> 00:17:49,292
‫و ما اون رو به پای یه جور قول میذاریم.

366
00:17:49,500 --> 00:17:52,500
‫رفیق، من به خاطر حرفم به جیسون
‫درباره قضیه مامانت متأسفم.

367
00:17:52,500 --> 00:17:54,500
‫چیزی نیست رفیق، نگرانش نباش.

368
00:17:54,500 --> 00:17:56,000
‫منظورم اینه که، بیخیال.

369
00:17:56,000 --> 00:17:58,500
‫اگه واقعاً توی رفتارهاش تغییری
‫ایجاد شده بود، مگه من نمیفهمیدم؟

370
00:17:58,500 --> 00:18:00,333
‫- و...
‫- آره.

371
00:18:00,417 --> 00:18:01,708
‫ما اونا رو مقصر میدونیم.

372
00:18:01,792 --> 00:18:03,875
‫احتمالاً، من نمیدونم رفیق.

373
00:18:04,000 --> 00:18:05,800
‫به خاطر این دنیای لعنتی
‫اونا رو مقصر میدونیم.

374
00:18:08,000 --> 00:18:11,000
‫همچنین، میخوام از همه متخصص هایی
‫که امروز اینجا حضور پیدا کردن تشکر کنم.

375
00:18:11,000 --> 00:18:13,000
‫برای خودتون دست بزنید.

376
00:18:14,917 --> 00:18:17,583
‫من شغل های زیادی داشتم،
‫و زندگی های زیادی رو پشت سر گذاشتم...

377
00:18:17,667 --> 00:18:19,042
‫قبل از اینکه مدیر مدرسه بشم.

378
00:18:20,000 --> 00:18:25,000
‫واقعاً رسالت زندگیم رو پیدا نکردم،
‫تا زمانی که پسرم سانی، به دنیا اومد.

379
00:18:25,125 --> 00:18:28,917
‫اون دليلى بود كه مىخواستم
‫این کار رو انجام بدم، پس...

380
00:18:29,000 --> 00:18:30,208
‫ببخشید، من...

381
00:18:30,917 --> 00:18:33,833
‫وقتی درباره شغل ها صحبت میکنم
‫یکم احساساتی میشم!

382
00:18:36,500 --> 00:18:38,000
‫وای، رفیق.

383
00:18:38,000 --> 00:18:40,500
‫سانی، تو تازه چیز خیلی عجیبی رو
‫پشت سر گذاشتی.

384
00:18:40,500 --> 00:18:43,500
‫این تصادف رانندگی، چیز سنگینیه.

385
00:18:43,500 --> 00:18:46,500
‫من میفهمم چرا میخوای
‫این رو گردن مامانت بندازی.

386
00:18:48,500 --> 00:18:51,417
‫ولی تنها راه پیش رو اینه که
‫شما دو نفر با هم ارتباط برقرار کنید.

387
00:18:57,417 --> 00:18:59,417
‫بیا بریم اون زن بیگانه‌ت رو ببینیم، باشه؟

388
00:19:05,583 --> 00:19:07,417
‫هی وایسا، میتونم تو رو برسونم.

389
00:19:19,083 --> 00:19:20,833
‫آره، باشه.

390
00:19:36,667 --> 00:19:38,292
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ در حال خزیدن ♪</b></i></font>

391
00:19:39,708 --> 00:19:41,250
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ روی پنجره‌ت... ♪</b></i></font>

392
00:19:41,333 --> 00:19:42,958
‫شبیه یه کسب و کار به نظر نمیرسه.

393
00:19:43,042 --> 00:19:44,750
‫- قبلاً اینجا بودی؟
‫- نه.

394
00:19:46,000 --> 00:19:47,500
‫این فوق العاده‌ست.

395
00:19:48,042 --> 00:19:50,667
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ تا پاتوق فعلیم رو کامل کنم ♪</b></i></font>

396
00:19:50,750 --> 00:19:52,458
‫وای، خدا.

397
00:19:52,542 --> 00:19:54,792
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ از یه صفحه شیشه ای استفاده میکنی... ♪</b></i></font>

398
00:19:54,875 --> 00:19:57,917
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ تا از هدف منتخبم محافظت کنی ♪</b></i></font>

399
00:19:58,000 --> 00:19:59,333
‫- هی!
‫- اوه، لعنتی.

400
00:19:59,417 --> 00:20:00,625
‫نه، نه.

401
00:20:01,375 --> 00:20:02,792
‫اینجا ملک شخصیه.

402
00:20:02,875 --> 00:20:04,667
‫من موس من ۳۴۰ هستم.

403
00:20:04,750 --> 00:20:05,750
‫کی؟

404
00:20:05,833 --> 00:20:07,250
‫از انجمن ها.

405
00:20:09,000 --> 00:20:14,500
‫برای همین، از سالن سخنرانیش بیرون زدم،
‫و ولدون من رو به اینجا آورد...

406
00:20:14,708 --> 00:20:17,708
‫و... آره.

407
00:20:19,500 --> 00:20:23,000
‫ببین، من توی انجمن های شهر
‫زیاد وراجی میکنم...

408
00:20:23,000 --> 00:20:27,500
‫ولی فکر کنم دوستت اون بیرون
‫برداشت اشتباهی در مورد کارم کرده.

409
00:20:29,667 --> 00:20:31,167
‫مگه کاراگاه خصوصی نیستی؟

410
00:20:31,250 --> 00:20:32,333
‫بعضی وقت ها.

411
00:20:32,417 --> 00:20:34,458
‫ولی این چیزی که الان گفتی
‫یه پرونده حساب نمیشه.

412
00:20:36,958 --> 00:20:38,792
‫پس ماجرای سرقت از خونه‌مون چی؟

413
00:20:39,375 --> 00:20:41,792
‫به نظر میرسه بچه ها دارن شوخی میکنن.

414
00:20:41,875 --> 00:20:43,333
‫و فشار دادن دست چی؟

415
00:20:48,000 --> 00:20:53,000
‫ببین، ولدون گفت تو به چیزهایی علاقه داری
‫که بقیه مردم بهشون علاقه ندارن.

416
00:20:58,625 --> 00:21:00,375
‫پول داری؟

417
00:21:00,458 --> 00:21:03,667
‫یکم، من کار ظرفشویی داشتم.

418
00:21:05,667 --> 00:21:06,875
‫پس...

419
00:21:18,708 --> 00:21:20,542
‫بهش گفتی من ساده لوح هستم؟

420
00:21:20,625 --> 00:21:21,625
‫نه.

421
00:21:22,417 --> 00:21:23,417
‫اسمشون چیه؟

422
00:21:23,500 --> 00:21:26,167
‫کراسبی، استیلز و نش.

423
00:21:26,250 --> 00:21:29,125
‫ردیاب هستن.
‫به اداره حیات وحش قرضشون میدم.

424
00:21:29,208 --> 00:21:30,542
‫هی، پس...

425
00:21:30,625 --> 00:21:32,958
‫میخوای کمکم کنی؟

426
00:21:33,000 --> 00:21:37,500
‫نه، به نظر بچه گیجی میرسی
‫که یکم توجه میخواد.

427
00:21:37,750 --> 00:21:38,958
‫هی!

428
00:21:42,417 --> 00:21:45,833
‫من اینطور نیستم، من از اون آدم هایی نیستم
‫که این کارها رو انجام بدن، باشه؟ من...

429
00:21:46,542 --> 00:21:48,167
‫من به چرندیات عجیب و غریب علاقه ندارم.

430
00:21:48,250 --> 00:21:50,125
‫من برای هیچی قاطی نمیکنم.

431
00:21:50,208 --> 00:21:52,458
‫من حتی نظر محکمی هم ندارم، باشه؟

432
00:21:52,500 --> 00:21:57,000
‫این اولین باره، شاید توی کل زندگیم،
‫که من فقط...

433
00:21:57,000 --> 00:21:58,500
‫من یه چیزی رو میدونم، باشه؟

434
00:21:58,500 --> 00:22:00,500
‫لعنتی، میدونم.
‫میدونم، میدونم.

435
00:22:00,500 --> 00:22:05,500
‫و همه فکر میکنن دیوونه هستم،
‫ولی یه جای کار مشکل داره.

436
00:22:05,500 --> 00:22:07,500
‫یه جای کار مشکل اساسی داره.

437
00:22:07,500 --> 00:22:08,500
‫در مورد اون.

438
00:22:09,375 --> 00:22:10,792
‫نه من.

439
00:22:15,667 --> 00:22:16,667
‫خب...

440
00:22:17,875 --> 00:22:19,292
‫آره.

441
00:22:19,375 --> 00:22:21,958
‫میدونم دیوونه خطاب شدن چه شکلیه.

442
00:22:22,000 --> 00:22:25,500
‫ولی تنها چیزی که واقعاً بهش نیاز داری
‫اینه که یه نفر باورت داشته باشه.

443
00:22:29,417 --> 00:22:30,417
‫یا دو نفر.

444
00:22:30,500 --> 00:22:32,625
‫آره، دو نفر.

445
00:22:32,708 --> 00:22:34,708
‫دو تا آدم عجیب.

446
00:22:34,792 --> 00:22:36,625
‫هی!

447
00:22:39,500 --> 00:22:41,500
‫اگه قراره با هم کار کنیم،
‫به یکم وقت نیاز دارم.

448
00:22:41,500 --> 00:22:45,500
‫باشه؟ باید حواسم رو جمع کنم،
‫یه چیز ملموس پیدا کنم.

449
00:22:47,167 --> 00:22:48,375
‫پس قراره کمکم کنی؟

450
00:22:58,125 --> 00:22:59,333
‫خیلی خب، شب بخیر.

451
00:23:02,458 --> 00:23:04,042
‫اگه قراره این رو حل کنیم...

452
00:23:06,542 --> 00:23:09,167
‫سؤالاتی هست که باید براشون جواب پیدا کنیم.

453
00:23:14,458 --> 00:23:16,125
‫انگیزه اون چیه؟

454
00:23:19,000 --> 00:23:21,000
‫چرا داره این کار رو میکنه؟

455
00:23:23,000 --> 00:23:26,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ شب گذشته ]</b></i></font>

456
00:23:40,000 --> 00:23:41,500
‫بیخیال بشید، تا همینجا هم کافیه.

457
00:23:41,500 --> 00:23:43,500
‫دزدی مغازه یه جرم سبکه‌...

458
00:23:43,500 --> 00:23:45,500
‫- ولی فرار از دست پلیس سنگینه.
‫- یالا، بریم!

459
00:23:45,583 --> 00:23:46,958
‫بریم!

460
00:23:47,042 --> 00:23:49,125
‫و با کسی همدسته‌؟

461
00:23:49,208 --> 00:23:50,500
‫دست نشونده ای داره؟

462
00:23:50,583 --> 00:23:52,000
‫لعنتی، آخ!

463
00:23:55,458 --> 00:23:56,458
‫دیلن!

464
00:23:59,292 --> 00:24:00,500
‫گور باباتون.

465
00:24:03,000 --> 00:24:04,000
‫هی!

466
00:24:04,000 --> 00:24:07,500
‫چون محاله یه آدم همینطوری
‫بی سر و صدا ناپدید بشه.

467
00:24:07,792 --> 00:24:09,000
‫گور باباتون!

468
00:24:11,750 --> 00:24:13,375
‫همیشه همینه...

469
00:24:27,000 --> 00:24:29,000
‫یکی یه چیزی دیده.

470
00:24:30,000 --> 00:24:55,000


471
00:24:56,042 --> 00:24:58,875
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ توی هوای بارونی آوریل... ♪</b></i></font>

472
00:25:00,167 --> 00:25:05,167
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ و به مسافرخانه کوچیکی رسیدیم
‫که با هم پیدا کرده بودیم ♪</b></i></font>

473
00:25:06,250 --> 00:25:10,208
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ صاحبخونه بهمون نون تست و چای داد... ♪</b></i></font>

474
00:25:10,292 --> 00:25:12,958
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ و وایساد تا لطیفه ای تعریف کنه ♪</b></i></font>

475
00:25:13,750 --> 00:25:17,542
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ و من نور آتیش رو به یاد میارم ♪</b></i></font>

476
00:25:17,625 --> 00:25:20,250
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ نور آتیش رو به یاد میارم ♪</b></i></font>

477
00:25:20,833 --> 00:25:25,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ نور آتیش رو به یاد میارم ♪</b></i></font>

478
00:25:25,583 --> 00:25:28,708
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ و تو دود رو به یاد میاری ♪</b></i></font>

479
00:25:32,750 --> 00:25:35,167
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ در میان علف های چمنزار دویدیم ♪</b></i></font>

480
00:25:35,250 --> 00:25:38,333
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ در حالی که گل های استکانی خم شده بودن ♪</b></i></font>

481
00:25:41,250 --> 00:25:43,750
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ و توی باد تابستونی میلرزیدن ♪</b></i></font>

482
00:25:43,833 --> 00:25:46,583
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ تابستونی بی پایان ♪</b></i></font>

483
00:25:47,708 --> 00:25:50,542
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ به سمت نهر کوچیک سرگردان شدیم ♪</b></i></font>

484
00:25:50,625 --> 00:25:53,667
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ در میان همواری های رودخانه ♪</b></i></font>

485
00:25:53,750 --> 00:25:57,792
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ و من درخت های بید رو به یاد میارم ♪</b></i></font>

486
00:25:57,875 --> 00:26:00,708
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ درخت های بید رو به یاد میارم ♪</b></i></font>

487
00:26:01,000 --> 00:26:05,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ درخت های بید رو به یاد میارم ♪</b></i></font>

488
00:26:05,500 --> 00:26:09,000
<font color="#fafafa"><i><b>‫♪ و تو پشه ها رو به یاد میاری ♪</b></i></font>

